پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۹

شبنم نشسته بر ورق گل علی الصباح

خواهی که روح تازه برآید بیار راح

جهّال نشنوند ولی ممتنع بود

جز از خواص راح طلب کردن ارتیاح

از گردن خروس صراحی بریز خون

قبل الحدیث کرده به بسم الله افتتاح

جنبان و چست باش و سبک روح و تازه روی

زیرا که در فسرده نه خیرست و نه صلاح

فریاد عندلیب برآید ز گل ستان

مرغ سحر چو باز گشاید ز هم جناح

آواز چنگ و ضرب و اصول و حریف جنس

با راح بس موافق حال است هر صباح

از مونسی گزیر ندارم که می کنم

هر دم لطیفه دگر از طبعش اقتراح

گه می کند غرایب اشعارم استماع

گه می دهد عوایب ابیاتم اصطلاح

می خانه بی نزاری و پروانه بی چراغ

شاخیست بی شمایل و فالیست بی فلاح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۱راحت روح من است رایحه روح راح
  2. شمارهٔ ۳۸۲مرو درو که محیطی ست عشق پر تمساح
  3. شمارهٔ ۳۸۳خواص باد بهشت است در نسیم ریاح
  4. شمارهٔ ۳۸۴ترا که صحبت اهل دلی نکرده فتوح
  5. شمارهٔ ۳۸۵پیغام دوست راحت جان است و راح روح
  6. شمارهٔ ۳۸۶ساقی ز بامداد بیاور غذای روح
  7. شمارهٔ ۳۸۷مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح
  8. شمارهٔ ۳۸۸خوش است مجلس اخلاص امّتان مسیح
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.