پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷

یارم که ز من نمی‌کند یاد

جان است و ز تن نمی‌کند یاد

بگذشت صبا مگر به کویش

دیگر ز چمن نمی‌کند یاد

برگشت مگر به کوی یوسف

از بیت حَزَن نمی‌کند یاد

با لؤلؤ آبدارِ دندانش

از دُر عدن نمی‌کند یاد

از گریه زار و اشک شورم

آن پسته‌دهن نمی‌کند یاد

مسکین دل من برفت و دیگر

از کنج وطن نمی‌کند یاد

انکار مکن اگر نزاری

زان عهدشکن نمی‌کند یاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۹ای ترک ما گرفته و از ما نکرده یاد
  2. شمارهٔ ۴۰۰دیر شد تا ز ما نکردی یاد
  3. شمارهٔ ۴۰۱تا نیستی در آمد و هستیِ ما ستد
  4. شمارهٔ ۴۰۲مرا دلی ست که هر لحظه در بلا افتد
  5. شمارهٔ ۴۰۳گر دگر باره مرا با تو ملاقات افتد
  6. شمارهٔ ۴۰۴دلم به دامِ تمنّایِ عشق چند افتد
  7. شمارهٔ ۴۰۵نه آن مرغی ست معشوقم که در هر آشیان گنجد
  8. شمارهٔ ۴۰۶تولّا بی تبّرا در نگنجد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.