پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

مخوان بعد از این داستان قیامت

بیا و تفرج کن این قد و قامت

اگر چینیان این صنم را ببینند

برند از پرستیدن بت ندامت

هر آن کس که این قد و قامت ببیند

نگیرد دگر کار او استقامت

به فتوای عشّاق پیش چنین بت

حلال است بر بت پرستان اقامت

سجود چنین بت کنند ای مسلمان

به ایزد که واجب نباشد ملامت

خنک آن که در بت پرستی علم شد

زهی خوش علامت زهی خوش علامت

مپیوند با عشق اگر نه به کلی

ببر چون نزاری امید از سلامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹گر بیایی به سر چشمه ی حیوان برمت
  2. شمارهٔ ۳۷۰یک نفسی بیا که بر دیده و سر نشانمت
  3. شمارهٔ ۳۷۱بیا و بوسه بده از آن لبان خندانت
  4. شمارهٔ ۳۷۲الغیاث از جفت و طاق ابروانت
  5. شمارهٔ ۳۷۳جانا دلی چه سوزی کان هست جای گاهت
  6. شمارهٔ ۳۷۴به دیدار تو مشتاقم به غایت
  7. شمارهٔ ۳۷۵ای حقه ی نقد جان بر طاق دو ابرویت
  8. شمارهٔ ۳۷۶گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.