پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ عشقِ تو از در درآمد در میانِ جان نشست
  2. شمارهٔ ۲۴۲ هرکه در حلقۀ عشّاقِ قلندر ننشست
  3. شمارهٔ ۲۴۳ یارم برفت و از منِ دل خسته برشکست
  4. شمارهٔ ۲۴۴ هم چو من هرگز خراباتِ الست
  5. شمارهٔ ۲۴۵ خوشا وقتِ دیوانگانِ الست
  6. شمارهٔ ۲۴۶ بر یادِ صبوحیانِ سر مست
  7. شمارهٔ ۲۴۷ درآمد از درِ من دوش هاتفی سر مست
  8. شمارهٔ ۲۴۸ منم نزاریِ قلاّشِ رندِ عاشقِ مست
  9. شمارهٔ ۲۴۹ جماد بی خبرست از خروشِ بلبلِ مست
  10. شمارهٔ ۲۵۰ دوش رفتم در خرابات از نماز شام مست
  11. شمارهٔ ۲۵۱ خرابم از آن نرگسِ نیم مست
  12. شمارهٔ ۲۵۲ مست آمدیم و باز چنان می‌رویم مست
  13. شمارهٔ ۲۵۳ چه کنم با دلِ شوریدهٔ دیوانهٔ مست
  14. شمارهٔ ۲۵۴ مستم امروز چنین مستی ‌مست
  15. شمارهٔ ۲۵۵ چون جان و دلم ملازمِ اوست
  16. شمارهٔ ۲۵۶ جانم فدایِ آن که دلم مبتلای اوست
  17. شمارهٔ ۲۵۷ اقبال قاصدی که رسد از جنابِ دوست
  18. شمارهٔ ۲۵۸ صباح بر سرم آمد خیالِ طلعتِ دوست
  19. شمارهٔ ۲۵۹ بس است مونس جانم خیالِ طلعتِ دوست
  20. شمارهٔ ۲۶۰ که باشد آن‌که ترا بیند و ندارد دوست
  21. شمارهٔ ۲۶۱ ای که جانم به فدایِ قد خوش منظرِ دوست
  22. شمارهٔ ۲۶۲ دِلا به عالمِ معنی طلب وصال از دوست
  23. شمارهٔ ۲۶۳ ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوست
  24. شمارهٔ ۲۶۴ رایحه عنبرست بویِ بناگوشِ دوست
  25. شمارهٔ ۲۶۵ آرزویی بود و شد محو در اوصافِ دوست
  26. شمارهٔ ۲۶۶ کُشتی از بس انتظارم آه دوست
  27. شمارهٔ ۲۶۷ بدان خدای که مثلت نیافرید ای دوست
  28. شمارهٔ ۲۶۸ ز حد گذشت وز اندازه انتظار ای دوست
  29. شمارهٔ ۲۶۹ یارب آن خلدست یا رویِ جهان آرایِ دوست
  30. شمارهٔ ۲۷۰ آخر بدین صفت که منم مبتلایِ دوست
  31. شمارهٔ ۲۷۱ من که باشم که تورا دوست ندارم ای دوست
  32. شمارهٔ ۲۷۲ گمان مبر که ز یادِ تو غافلم ای دوست
  33. شمارهٔ ۲۷۳ به جان رسید دلم در فراق هان ای دوست
  34. شمارهٔ ۲۷۴ آفتِ جانِ من است طرّۀ جادوی دوست
  35. شمارهٔ ۲۷۵ باز دیدم خویشتن را در بهشتِ کویِ دوست
  36. شمارهٔ ۲۷۶ بار دگر هوایِ نشابورم آرزوست
  37. شمارهٔ ۲۷۷ سرِ آن دارم و در خاطرم این رغبت هست
  38. شمارهٔ ۲۷۸ دل در خمِ ابرویِ تو بر طاق نشسته ست
  39. شمارهٔ ۲۷۹ این ذاتِ مطهّر مگر از نور سرشته ست
  40. شمارهٔ ۲۸۰ ز مستی تا دل‌آرامم برفته‌ست
  41. شمارهٔ ۲۸۱ چنین ز دستِ دلم اختیار از آن رفته‌ست
  42. شمارهٔ ۲۸۲ هیچ طبیبم دوایِ درد نگفته ست
  43. شمارهٔ ۲۸۳ از آن زمان که زمان در تحرّک استاده ست
  44. شمارهٔ ۲۸۴ اشتیاقم به کمال افتاده ست
  45. شمارهٔ ۲۸۵ کار ما با نفسِ بازپسین افتاده ست
  46. شمارهٔ ۲۸۶ مرا با دوست کاری اوفتاده ست
  47. شمارهٔ ۲۸۷ مرا خدای تعالی ولایتی داده ست
  48. شمارهٔ ۲۸۸ مرا سودایِ تو دیوانه کرده ست
  49. شمارهٔ ۲۸۹ حرام بر من و بر هرکه بی تو میْ خَورده‌ست
  50. شمارهٔ ۲۹۰ قدت بر ماهِ تابان سر کشیده ست
  51. شمارهٔ ۲۹۱ هیچ می دانی در آن حضرت کیان را بار هست
  52. شمارهٔ ۲۹۲ مرا مسکراتی به تخصیص هست
  53. شمارهٔ ۲۹۳ ما را سخنِ مولّهانه ست
  54. شمارهٔ ۲۹۴ چون جزو نیست ای همه پس چیست
  55. شمارهٔ ۲۹۵ آخر ای دوست بمردم ز غمت درمان چیست
  56. شمارهٔ ۲۹۶ بهارِ تیر ماهی خوش بهاری ست
  57. شمارهٔ ۲۹۷ خنک وجودِ کسی کِه ش نظر به هم نفسی ست
  58. شمارهٔ ۲۹۸ دو ده گذشت ز ماه و ده دگر باقی ست
  59. شمارهٔ ۲۹۹ خنک مرا که خرابات و خانقاه یکی ست
  60. شمارهٔ ۳۰۰ خراباتِ مردان خرابات نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.