پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

دوش رفتم در خرابات از نماز شام مست

مجلسی دیدم درو جمعی علی الاتمام مست

مست آدم مست حوّا مست فرزندان در او

زاهد معصوم مست و رند درد آشام مست

مست دربان مست رهبان مست مریم مست روح

ابن مست و بنت مست و اخت مست و مام مست

مست پرده مست ساقی مست مطرب مست رود

خنب مست و کوزه مست و باده مست و جام مست

مست مجمر مست منقل مست عنبر مست عود

شیخ مست و شاب مست و خاص مست و عام مست

مست چنگ و مست نای و مست عود و مست دف

رفته مست و خفته مست و پخته مست و خام مست

عقل مست و نفس مست و صبر مست و هوش مست

فخر مست و عار مست و ننگ مست و نام مست

آب مست و نار مست و خاک مست و باد مست

وقت مست و حال مست و صبح مست و شام مست

مست ظاهر مست باطن مست دنیا مست دین

جمله مست القصه از آغاز تا انجام مست

عاشق و مستی نزاری نیک و هر منکر که هست

در صفات عشق مست ، اوصاف مست اوهام مست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲مست آمدیم و باز چنان می‌رویم مست
  2. شمارهٔ ۲۵۳چه کنم با دلِ شوریدهٔ دیوانهٔ مست
  3. شمارهٔ ۲۵۴مستم امروز چنین مستی ‌مست
  4. شمارهٔ ۲۵۵چون جان و دلم ملازمِ اوست
  5. شمارهٔ ۲۵۶جانم فدایِ آن که دلم مبتلای اوست
  6. شمارهٔ ۲۵۷اقبال قاصدی که رسد از جنابِ دوست
  7. شمارهٔ ۲۵۸صباح بر سرم آمد خیالِ طلعتِ دوست
  8. شمارهٔ ۲۵۹بس است مونس جانم خیالِ طلعتِ دوست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.