فهرست اشعار
- شمارهٔ ۹۰۱ ما ساغر الست به رغبت کشیدهایم
- شمارهٔ ۹۰۲ پنجاه سال خون دلِ رز مکیدهایم
- شمارهٔ ۹۰۳ گر به قلّاشی و رندی در جهان افسانهایم
- شمارهٔ ۹۰۴ صبا بگوی به یارم که باز میآیم
- شمارهٔ ۹۰۵ ما از آن جامِ الستی مستیم
- شمارهٔ ۹۰۶ آن چه از توحیدِ مطلق یافتیم
- شمارهٔ ۹۰۷ کار این است که از کارِ جهان آزادیم
- شمارهٔ ۹۰۸ آن چه شب بود که با دوست به پایان بردیم
- شمارهٔ ۹۰۹ تا هوایِ هوایِ می کردیم
- شمارهٔ ۹۱۰ بقایِ عمرِ تو بادا گزینه یارِ قدیم
- شمارهٔ ۹۱۱ با تو دارم هرچه دارم از جدید و از قدیم
- شمارهٔ ۹۱۲ ما نیز قیامت که بگفتند بدیدیم
- شمارهٔ ۹۱۳ دیر برآمد که روی یار ندیدیم
- شمارهٔ ۹۱۴ تا دُردیِ درد او چشیدیم
- شمارهٔ ۹۱۵ ما متقیان توبه کاریم
- شمارهٔ ۹۱۶ هر چه بر اندیشم از تو زار بگریم
- شمارهٔ ۹۱۷ هر چه در هستی ما هست چنان در بازیم
- شمارهٔ ۹۱۸ مست و لایعقل و دردی کش و خم پردازیم
- شمارهٔ ۹۱۹ ما که شنگولیانِ خوش باشیم
- شمارهٔ ۹۲۰ ما که دیوانگانِ مدهوشیم
- شمارهٔ ۹۲۱ عیش ما داریم کز شادی و شیون فارغیم
- شمارهٔ ۹۲۲ میروی ای در دلِ تنگم مقیم
- شمارهٔ ۹۲۳ ما که مستانِ الستیم چنان مستانیم
- شمارهٔ ۹۲۴ آخر بمردم از غمت ای زندگانیم
- شمارهٔ ۹۲۵ وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم
- شمارهٔ ۹۲۶ یار با ما هر چه گوید آن کنیم
- شمارهٔ ۹۲۷ چنان آرزومندِ دیدارِ اویم
- شمارهٔ ۹۲۸ به دردِ عشق شدم مبتلا دوا ز که جویم
- شمارهٔ ۹۲۹ دل گم کردهی خود را ز کجا میجویم
- شمارهٔ ۹۳۰ ای خاک درِ تو آب رویم
- شمارهٔ ۹۳۱ در کویِ دوست گر چه نه مردانه میرویم
- شمارهٔ ۹۳۲ بیا تا کژ نشینم راست گویم
- شمارهٔ ۹۳۳ ما گر چه ز خدمتت جداییم
- شمارهٔ ۹۳۴ میخواره و میپرست ماییم
- شمارهٔ ۹۳۵ ما از آن مستان که پنداری نِهایم
- شمارهٔ ۹۳۶ مهر من ای ماه روی مهربان
- شمارهٔ ۹۳۷ به غم بنشسته ام سر در گریبان
- شمارهٔ ۹۳۸ مسلمانان مسلمانان مسلمانی کدام است آن
- شمارهٔ ۹۳۹ یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان
- شمارهٔ ۹۴۰ بوی بهار آمده ست و وقت گل ستان
- شمارهٔ ۹۴۱ محروم مانده ام ز ملاقات دوستان
- شمارهٔ ۹۴۲ دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستان
- شمارهٔ ۹۴۳ آرزومندم به روی دوستان
- شمارهٔ ۹۴۴ ای باد صبا رَو ز سپاهان به قهستان
- شمارهٔ ۹۴۵ بنفشه زار برآمد ز طرفِ لاله¬ستان
- شمارهٔ ۹۴۶ ساقی فدای جان تو بادا هزار جان
- شمارهٔ ۹۴۷ باد بهار می وزد از طرف نهارجان
- شمارهٔ ۹۴۸ بحر عشق است این و در وی موج بیم و جان
- شمارهٔ ۹۴۹ گر هیچ عشقت از در ناگه در آید ای جان
- شمارهٔ ۹۵۰ متنعمّان چه دانند مشقت فقیران
- شمارهٔ ۹۵۱ از من ای باد سلامی به فلانی برسان
- شمارهٔ ۹۵۲ وه که جهان در گرفت سوزِ دمِ عاشقان
- شمارهٔ ۹۵۳ ای که نبودی شبی مونسِ غمخوارگان
- شمارهٔ ۹۵۴ ساخته عشق چیست فطرتِ دیوانگان
- شمارهٔ ۹۵۵ مرا طاقت نمیباشد جدایی کردن از جانان
- شمارهٔ ۹۵۶ چه غم که نیست مرا حاصل ای مسلمانان
- شمارهٔ ۹۵۷ بساز بر بط و برزن رهِ قلندریان
- شمارهٔ ۹۵۸ کی تواند هرکس از خود عاشقی بر ساختن
- شمارهٔ ۹۵۹ چه میخواهی پیاپی عهد بستن
- شمارهٔ ۹۶۰ چه بایدم دلِ شوریده درجهان بستن
متن اشعار به نقل از گنجور.