پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۹۰۱ ما ساغر الست به رغبت کشیده‌ایم
  2. شمارهٔ ۹۰۲ پنجاه سال خون دلِ رز مکیده‌ایم
  3. شمارهٔ ۹۰۳ گر به قلّاشی و رندی در جهان افسانه‌ایم
  4. شمارهٔ ۹۰۴ صبا بگوی به یارم که باز می‌آیم
  5. شمارهٔ ۹۰۵ ما از آن جامِ الستی مستیم
  6. شمارهٔ ۹۰۶ آن چه از توحیدِ مطلق یافتیم
  7. شمارهٔ ۹۰۷ کار این است که از کارِ جهان آزادیم
  8. شمارهٔ ۹۰۸ آن چه شب بود که با دوست به پایان بردیم
  9. شمارهٔ ۹۰۹ تا هوایِ هوایِ می کردیم
  10. شمارهٔ ۹۱۰ بقایِ عمرِ تو بادا گزینه یارِ قدیم
  11. شمارهٔ ۹۱۱ با تو دارم هرچه دارم از جدید و از قدیم
  12. شمارهٔ ۹۱۲ ما نیز قیامت که بگفتند بدیدیم
  13. شمارهٔ ۹۱۳ دیر برآمد که روی یار ندیدیم
  14. شمارهٔ ۹۱۴ تا دُردیِ درد او چشیدیم
  15. شمارهٔ ۹۱۵ ما متقیان توبه کاریم
  16. شمارهٔ ۹۱۶ هر چه بر اندیشم از تو زار بگریم
  17. شمارهٔ ۹۱۷ هر چه در هستی ما هست چنان در بازیم
  18. شمارهٔ ۹۱۸ مست و لایعقل و دردی کش و خم پردازیم
  19. شمارهٔ ۹۱۹ ما که شنگولیانِ خوش باشیم
  20. شمارهٔ ۹۲۰ ما که دیوانگانِ مدهوشیم
  21. شمارهٔ ۹۲۱ عیش ما داریم کز شادی و شیون فارغیم
  22. شمارهٔ ۹۲۲ می‌روی ای در دلِ تنگم مقیم
  23. شمارهٔ ۹۲۳ ما که مستانِ الستیم چنان مستانیم
  24. شمارهٔ ۹۲۴ آخر بمردم از غمت ای زندگانیم
  25. شمارهٔ ۹۲۵ وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم
  26. شمارهٔ ۹۲۶ یار با ما هر چه گوید آن کنیم
  27. شمارهٔ ۹۲۷ چنان آرزومندِ دیدارِ اویم
  28. شمارهٔ ۹۲۸ به دردِ عشق شدم مبتلا دوا ز که جویم
  29. شمارهٔ ۹۲۹ دل گم کرده‌ی خود را ز کجا می‌جویم
  30. شمارهٔ ۹۳۰ ای خاک درِ تو آب رویم
  31. شمارهٔ ۹۳۱ در کویِ دوست گر چه نه مردانه می‌رویم
  32. شمارهٔ ۹۳۲ بیا تا کژ نشینم راست گویم
  33. شمارهٔ ۹۳۳ ما گر چه ز خدمتت جداییم
  34. شمارهٔ ۹۳۴ می‌خواره و می‌پرست ماییم
  35. شمارهٔ ۹۳۵ ما از آن مستان که پنداری نِه‌ایم
  36. شمارهٔ ۹۳۶ مهر من ای ماه روی مهربان
  37. شمارهٔ ۹۳۷ به غم بنشسته ام سر در گریبان
  38. شمارهٔ ۹۳۸ مسلمانان مسلمانان مسلمانی کدام است آن
  39. شمارهٔ ۹۳۹ یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان
  40. شمارهٔ ۹۴۰ بوی بهار آمده ست و وقت گل ستان
  41. شمارهٔ ۹۴۱ محروم مانده ام ز ملاقات دوستان
  42. شمارهٔ ۹۴۲ دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستان
  43. شمارهٔ ۹۴۳ آرزومندم به روی دوستان
  44. شمارهٔ ۹۴۴ ای باد صبا رَو ز سپاهان به قهستان
  45. شمارهٔ ۹۴۵ بنفشه زار برآمد ز طرفِ لاله¬ستان
  46. شمارهٔ ۹۴۶ ساقی فدای جان تو بادا هزار جان
  47. شمارهٔ ۹۴۷ باد بهار می وزد از طرف نهارجان
  48. شمارهٔ ۹۴۸ بحر عشق است این و در وی موج بیم و جان
  49. شمارهٔ ۹۴۹ گر هیچ عشقت از در ناگه در آید ای جان
  50. شمارهٔ ۹۵۰ متنعمّان چه دانند مشقت فقیران
  51. شمارهٔ ۹۵۱ از من ای باد سلامی به فلانی برسان
  52. شمارهٔ ۹۵۲ وه که جهان در گرفت سوزِ دمِ عاشقان
  53. شمارهٔ ۹۵۳ ای که نبودی شبی مونسِ غم‌خوارگان
  54. شمارهٔ ۹۵۴ ساخته عشق چیست فطرتِ دیوانگان
  55. شمارهٔ ۹۵۵ مرا طاقت نمی‌باشد جدایی کردن از جانان
  56. شمارهٔ ۹۵۶ چه غم که نیست مرا حاصل ای مسلمانان
  57. شمارهٔ ۹۵۷ بساز بر بط و برزن رهِ قلندریان
  58. شمارهٔ ۹۵۸ کی تواند هرکس از خود عاشقی بر ساختن
  59. شمارهٔ ۹۵۹ چه می‌خواهی پیاپی عهد بستن
  60. شمارهٔ ۹۶۰ چه بایدم دلِ شوریده درجهان بستن

متن اشعار به نقل از گنجور.