پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۹

تا هوایِ هوایِ می کردیم

ترکِ ترک از خلافِ وی کردیم

توبه از خمر کرده‌ایم آری

توبه از جامِ عشق کی کردیم

باز با اصل خویش گردیدیم

اقتدا هم به کلِّ شی کردیم

تا به عین الیقین عیان بینیم

فرشِ وهم و خیال طی کردیم

راحت و رنج و دین و دنیا را

اعتبار از بهار و دی کردیم

مرکبِ توبه ی نزاری را

پیش باز آمدیم و پی کردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۱با تو دارم هرچه دارم از جدید و از قدیم
  2. شمارهٔ ۹۱۲ما نیز قیامت که بگفتند بدیدیم
  3. شمارهٔ ۹۱۳دیر برآمد که روی یار ندیدیم
  4. شمارهٔ ۹۱۴تا دُردیِ درد او چشیدیم
  5. شمارهٔ ۹۱۵ما متقیان توبه کاریم
  6. شمارهٔ ۹۱۶هر چه بر اندیشم از تو زار بگریم
  7. شمارهٔ ۹۱۷هر چه در هستی ما هست چنان در بازیم
  8. شمارهٔ ۹۱۸مست و لایعقل و دردی کش و خم پردازیم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.