پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۶

مهر من ای ماه روی مهربان

ای مَلَک بر بام حسنت سایه بان

گر گناهی کرده ام بگشای لب

تا چرا بربسته ای با من زبان

بیش ازین ابرو ترش بر من مدار

هم چرا این تلخ از آن شیرین دهان

رحم کن بر مردم چشمم ببخش

کز تو در خون است روزان و شبان

چون بود مشتاق بی روی حبیب

شوره ی گرم و برو ماهی تپان

من به جان معراج کردم گر رقیب

برگرفت از بام وصلت نردبان

حسن جانان می رباید دل ز ما

حسن و دل آن کشتی و این بادبان

سیب و شفتالو بسی چیدم ز باغ

بی خبر در خواب غفلت باغبان

خیمه بگشای از نزاری رخ مپوش

بس بود زلف سیاهت سایه بان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۸مسلمانان مسلمانان مسلمانی کدام است آن
  2. شمارهٔ ۹۳۹یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان
  3. شمارهٔ ۹۴۰بوی بهار آمده ست و وقت گل ستان
  4. شمارهٔ ۹۴۱محروم مانده ام ز ملاقات دوستان
  5. شمارهٔ ۹۴۲دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستان
  6. شمارهٔ ۹۴۳آرزومندم به روی دوستان
  7. شمارهٔ ۹۴۴ای باد صبا رَو ز سپاهان به قهستان
  8. شمارهٔ ۹۴۵بنفشه زار برآمد ز طرفِ لاله¬ستان
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.