پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۴

ساخته عشق چیست فطرتِ دیوانگان

عاقله عقل چیست صحبتِ دیوانگان

تفرقه جان ومال کرده بود لامحال

هرکه کند اختیار قربتِ دیوانگان

آتشِ شوریدگان بحر درآرد به جوش

کوه در آرد ز پا هیبتِ دیوانگان

صاعقه ی رستخیز برتر و خشک افکند

هرچه شبیخون کند غیرتِ دیوانگان

بیخِ عداوت بکَن چشمِ عداوت بدوز

خوار نشد هرکه داشت عزّتِ دیوانگان

معنیِ دیوانگی عاقل بر ساخته

داشته بهلول‌وار صورتِ دیوانگان

شیفته رایی مکن پیشِ نزاریِ زار

کی ضعفا را بود قدرتِ دیوانگان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۶چه غم که نیست مرا حاصل ای مسلمانان
  2. شمارهٔ ۹۵۷بساز بر بط و برزن رهِ قلندریان
  3. شمارهٔ ۹۵۸کی تواند هرکس از خود عاشقی بر ساختن
  4. شمارهٔ ۹۵۹چه می‌خواهی پیاپی عهد بستن
  5. شمارهٔ ۹۶۰چه بایدم دلِ شوریده درجهان بستن
  6. شمارهٔ ۹۶۱یک تار موی از آن سر زلفین پر فتن
  7. شمارهٔ ۹۶۲تنم جایی و دل جایی ندارم زَهرهٔ گفتن
  8. شمارهٔ ۹۶۳ای روح من در قلب تو چون جان تو در جسم تن
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.