فهرست اشعار
- شمارهٔ ۹۶۱ یک تار موی از آن سر زلفین پر فتن
- شمارهٔ ۹۶۲ تنم جایی و دل جایی ندارم زَهرهٔ گفتن
- شمارهٔ ۹۶۳ ای روح من در قلب تو چون جان تو در جسم تن
- شمارهٔ ۹۶۴ ای آرزوی جانم در پای تو افتادن
- شمارهٔ ۹۶۵ نمیتوان دل یاری زخود بیازردن
- شمارهٔ ۹۶۶ تا نگویی تو ندانم که چه باید کردن
- شمارهٔ ۹۶۷ توبه کردم که دگر توبه نخواهم کردن
- شمارهٔ ۹۶۸ ضرورت است جدایی ز دل ستان کردن
- شمارهٔ ۹۶۹ مبارک است ملاقات دوستان کردن
- شمارهٔ ۹۷۰ نخواهم هرگز از می توبه کردن
- شمارهٔ ۹۷۱ به گدایان نرسد شاه سواری کردن
- شمارهٔ ۹۷۲ ناگزیریست مرا شیفته رایی کردن
- شمارهٔ ۹۷۳ مرا به فخر بود طوق فقر در گردن
- شمارهٔ ۹۷۴ صعب کاریست سرآسیمه ی ایام شدن
- شمارهٔ ۹۷۵ دلا تا چند با خود دوست بودن
- شمارهٔ ۹۷۶ سخت کاریست ریاضتکشِ هجران بودن
- شمارهٔ ۹۷۷ ای آرزویِ چشمم روی تو باز دیدن
- شمارهٔ ۹۷۸ گر باز میسّر شودم رویِ تو دیدن
- شمارهٔ ۹۷۹ مرا ز دیده چه حاصل مگر به رویِتو دیدن
- شمارهٔ ۹۸۰ چه خوش باشد پس از هجران کشیدن
- شمارهٔ ۹۸۱ ز بامِ مسجد الأقصی مؤذّن
- شمارهٔ ۹۸۲ ای عشق میتوانی بر کلّ و جزوِ ما زن
- شمارهٔ ۹۸۳ عاقلهی عقل چیست مظلمهی مرد و زن
- شمارهٔ ۹۸۴ ای عشق پروریده تو را درکنارِ حسن
- شمارهٔ ۹۸۵ گر بگویم که شد از نورِ تجلّی روشن
- شمارهٔ ۹۸۶ ای دلِ درمانده به حبس وطن
- شمارهٔ ۹۸۷ آخر ای ظالم خدا را یاد کن
- شمارهٔ ۹۸۸ ای پیک مشتاقان بگو امشب بدان پیمانشکن
- شمارهٔ ۹۸۹ ماه رویا قصدِ جانِ مردمِ بیدل مکن
- شمارهٔ ۹۹۰ ای دل نمیگفتم تورا با عشق خود بینی مکن
- شمارهٔ ۹۹۱ ای عشق تو در جان من از بدو کُن
- شمارهٔ ۹۹۲ ای دل حصارِ همّتِ مردان پناه کن
- شمارهٔ ۹۹۳ گر هیچ میتوانی ما را حمایتی کن
- شمارهٔ ۹۹۴ با پای لطف نگارا به کوی ما گذری کن
- شمارهٔ ۹۹۵ گر هیچ میتوانی ای دل گزارشی کن
- شمارهٔ ۹۹۶ ای قامتِ تو قیامتِ من
- شمارهٔ ۹۹۷ آبِروی خود ببردم در میانِ انجمن
- شمارهٔ ۹۹۸ کُنج خراباتِ عشق، جای من و گنجِ من
- شمارهٔ ۹۹۹ هر شب از ایوان به کیوان بگذرد فریادِ من
- شمارهٔ ۱۰۰۰ مرا جانانهای باید که باشد غم گسارِ من
- شمارهٔ ۱۰۰۱ ای بخت اگر حامی شوی سعیی کنی در کار من
- شمارهٔ ۱۰۰۲ اگر دست واگیری از کارِ من
- شمارهٔ ۱۰۰۳ ای که ندانی که چیست حالِ من و یارِ من
- شمارهٔ ۱۰۰۴ حذر کن ز آهِ جهانگیرِ من
- شمارهٔ ۱۰۰۵ یا رب آزاد کن مرا از من
- شمارهٔ ۱۰۰۶ تا از برِ من رفتی رفتهست قرار از من
- شمارهٔ ۱۰۰۷ الغیاث از همنشینان خیالآمیز من
- شمارهٔ ۱۰۰۸ مرا که دوست تو باشی نترسم از دشمن
- شمارهٔ ۱۰۰۹ جانِ من و عقلِ من و هوشِ من
- شمارهٔ ۱۰۱۰ ای سرِ کویِ تو منزل گَهِ آسایشِ من
- شمارهٔ ۱۰۱۱ کس ندارد خبر از واقعهٔ مشکل من
- شمارهٔ ۱۰۱۲ ماه من ای سرو سیم اندام من
- شمارهٔ ۱۰۱۳ باد صبا هر نفس تازه کند جان من
- شمارهٔ ۱۰۱۴ ای عشق تو از بدو کن در جان من
- شمارهٔ ۱۰۱۵ صحبت اهل دلی و جاه من و جان من
- شمارهٔ ۱۰۱۶ الغیاث ای دوستان از درد بی درمان من
- شمارهٔ ۱۰۱۷ گواه است بر درد پنهان من
- شمارهٔ ۱۰۱۸ اگر ز دوستی اوست خلق دشمن من
- شمارهٔ ۱۰۱۹ کو شیفته ای کجاست چون من
- شمارهٔ ۱۰۲۰ هر لحظه هدهدی ز سبا میرسد به من
متن اشعار به نقل از گنجور.