پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۹۶۱ یک تار موی از آن سر زلفین پر فتن
  2. شمارهٔ ۹۶۲ تنم جایی و دل جایی ندارم زَهرهٔ گفتن
  3. شمارهٔ ۹۶۳ ای روح من در قلب تو چون جان تو در جسم تن
  4. شمارهٔ ۹۶۴ ای آرزوی جانم در پای تو افتادن
  5. شمارهٔ ۹۶۵ نمیتوان دل یاری زخود بیازردن
  6. شمارهٔ ۹۶۶ تا نگویی تو ندانم که چه باید کردن
  7. شمارهٔ ۹۶۷ توبه کردم که دگر توبه نخواهم کردن
  8. شمارهٔ ۹۶۸ ضرورت است جدایی ز دل ستان کردن
  9. شمارهٔ ۹۶۹ مبارک است ملاقات دوستان کردن
  10. شمارهٔ ۹۷۰ نخواهم هرگز از می توبه کردن
  11. شمارهٔ ۹۷۱ به گدایان نرسد شاه سواری کردن
  12. شمارهٔ ۹۷۲ ناگزیریست مرا شیفته رایی کردن
  13. شمارهٔ ۹۷۳ مرا به فخر بود طوق فقر در گردن
  14. شمارهٔ ۹۷۴ صعب کاریست سرآسیمه ی ایام شدن
  15. شمارهٔ ۹۷۵ دلا تا چند با خود دوست بودن
  16. شمارهٔ ۹۷۶ سخت کاری‌ست ریاضت‌کشِ هجران بودن
  17. شمارهٔ ۹۷۷ ای آرزویِ چشمم روی تو باز دیدن
  18. شمارهٔ ۹۷۸ گر باز میسّر شودم رویِ تو دیدن
  19. شمارهٔ ۹۷۹ مرا ز دیده چه حاصل مگر به رویِ‌تو دیدن
  20. شمارهٔ ۹۸۰ چه خوش باشد پس از هجران کشیدن
  21. شمارهٔ ۹۸۱ ز بامِ مسجد الأقصی مؤذّن
  22. شمارهٔ ۹۸۲ ای عشق می‌توانی بر کلّ و جزوِ ما زن
  23. شمارهٔ ۹۸۳ عاقله‌ی عقل چیست مظلمه‌ی مرد و زن
  24. شمارهٔ ۹۸۴ ای عشق پروریده تو را درکنارِ حسن
  25. شمارهٔ ۹۸۵ گر بگویم که شد از نورِ تجلّی روشن
  26. شمارهٔ ۹۸۶ ای دلِ درمانده به حبس وطن
  27. شمارهٔ ۹۸۷ آخر ای ظالم خدا را یاد کن
  28. شمارهٔ ۹۸۸ ای پیک مشتاقان بگو امشب بدان پیمان‌شکن
  29. شمارهٔ ۹۸۹ ماه رویا قصدِ جانِ مردمِ بی‌دل مکن
  30. شمارهٔ ۹۹۰ ای دل نمی‌گفتم تورا با عشق خود بینی مکن
  31. شمارهٔ ۹۹۱ ای عشق تو در جان من از بدو کُن
  32. شمارهٔ ۹۹۲ ای دل حصارِ همّتِ مردان پناه کن
  33. شمارهٔ ۹۹۳ گر هیچ می‌توانی ما را حمایتی کن
  34. شمارهٔ ۹۹۴ با پای لطف نگارا به کوی ما گذری کن
  35. شمارهٔ ۹۹۵ گر هیچ می‌توانی ای دل گزارشی کن
  36. شمارهٔ ۹۹۶ ای قامتِ تو قیامتِ من
  37. شمارهٔ ۹۹۷ آبِ‌روی خود ببردم در میانِ انجمن
  38. شمارهٔ ۹۹۸ کُنج خراباتِ عشق، جای من و گنجِ من
  39. شمارهٔ ۹۹۹ هر شب از ایوان به کیوان بگذرد فریادِ من
  40. شمارهٔ ۱۰۰۰ مرا جانانه‌ای باید که باشد غم گسارِ من
  41. شمارهٔ ۱۰۰۱ ای بخت اگر حامی شوی سعیی کنی در کار من
  42. شمارهٔ ۱۰۰۲ اگر دست واگیری از کارِ من
  43. شمارهٔ ۱۰۰۳ ای که ندانی که چیست حالِ من و یارِ من
  44. شمارهٔ ۱۰۰۴ حذر کن ز آهِ جهان‌گیرِ من
  45. شمارهٔ ۱۰۰۵ یا رب آزاد کن مرا از من
  46. شمارهٔ ۱۰۰۶ تا از برِ من رفتی رفته‌ست قرار از من
  47. شمارهٔ ۱۰۰۷ الغیاث از هم‌نشینان خیال‌آمیز من
  48. شمارهٔ ۱۰۰۸ مرا که دوست تو باشی نترسم از دشمن
  49. شمارهٔ ۱۰۰۹ جانِ من و عقلِ من و هوشِ من
  50. شمارهٔ ۱۰۱۰ ای سرِ کویِ تو منزل گَهِ آسایشِ من
  51. شمارهٔ ۱۰۱۱ کس ندارد خبر از واقعهٔ مشکل من
  52. شمارهٔ ۱۰۱۲ ماه من ای سرو سیم اندام من
  53. شمارهٔ ۱۰۱۳ باد صبا هر نفس تازه کند جان من
  54. شمارهٔ ۱۰۱۴ ای عشق تو از بدو کن در جان من
  55. شمارهٔ ۱۰۱۵ صحبت اهل دلی و جاه من و جان من
  56. شمارهٔ ۱۰۱۶ الغیاث ای دوستان از درد بی درمان من
  57. شمارهٔ ۱۰۱۷ گواه است بر درد پنهان من
  58. شمارهٔ ۱۰۱۸ اگر ز دوستی اوست خلق دشمن من
  59. شمارهٔ ۱۰۱۹ کو شیفته ای کجاست چون من
  60. شمارهٔ ۱۰۲۰ هر لحظه هدهدی ز سبا میرسد به من

متن اشعار به نقل از گنجور.