پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۲

ماه من ای سرو سیم اندام من

از دهانت کی برآید کام من

رحم کن ای زندگانی رحم کن

بر دل بی صبر بی آرام من

تا به شیرینی برآمد نام تو

تلخ شد فرهاد وار ایام من

هر چه دیدم سرو قدت می فتد

لرزه هم چون بید بر اندام من

بت پرستی گرچه در اسلام نیست

شهره شد در بت پرستی نام من

عضو عضو یار من هریک بتیست

وای من بر من زین همه اصنام من

من اگر چه صید او گشتم ولیک

او عجب مرغیست اندر دام من

گو مباش از ملک صبحم تا به شام

روی و موی اوست صبح و شام من

قبله ی جان نزاری روی اوست

من خم عشاقم و او جام من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۴ای عشق تو از بدو کن در جان من
  2. شمارهٔ ۱۰۱۵صحبت اهل دلی و جاه من و جان من
  3. شمارهٔ ۱۰۱۶الغیاث ای دوستان از درد بی درمان من
  4. شمارهٔ ۱۰۱۷گواه است بر درد پنهان من
  5. شمارهٔ ۱۰۱۸اگر ز دوستی اوست خلق دشمن من
  6. شمارهٔ ۱۰۱۹کو شیفته ای کجاست چون من
  7. شمارهٔ ۱۰۲۰هر لحظه هدهدی ز سبا میرسد به من
  8. شمارهٔ ۱۰۲۱گر به گوشت برسد درد من و زاری من
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.