پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۰۲۱ گر به گوشت برسد درد من و زاری من
  2. شمارهٔ ۱۰۲۲ بیا و دیده ی پر خون ما بین
  3. شمارهٔ ۱۰۲۳ ای ز بهشت بی خبر رونق نو بهار بین
  4. شمارهٔ ۱۰۲۴ گوشه چشم پر خمارش بین
  5. شمارهٔ ۱۰۲۵ مجنون در لیلی زد فرهاد در شیرین
  6. شمارهٔ ۱۰۲۶ ترش گرفته دو ابرو و لب چنان شیرین
  7. شمارهٔ ۱۰۲۷ چون کنم برگ شکیبایی ندارم بیش ازین
  8. شمارهٔ ۱۰۲۸ ایّها الخمّار مخموریم و رنجور و حزین
  9. شمارهٔ ۱۰۲۹ دوش مرا گفت عقل از سر رای زرین
  10. شمارهٔ ۱۰۳۰ عشق با هر کس که گردد هم نشین
  11. شمارهٔ ۱۰۳۱ خوش است آن دو چشمِ مخمور و خوش آن دو زلفِ مشکین
  12. شمارهٔ ۱۰۳۲ به جفا دست برآورد و کمر بست به کین
  13. شمارهٔ ۱۰۳۳ گر بدانی که من از عشقِ که‌ام زار چنین
  14. شمارهٔ ۱۰۳۴ بی‌دوست این منم که به سر می‌برم چنین
  15. شمارهٔ ۱۰۳۵ ای که دلم ز دست شد جانِ شما که هم‌چنین
  16. شمارهٔ ۱۰۳۶ ای که از مکرِ عدو بر خویش می‌پیچی چنین
  17. شمارهٔ ۱۰۳۷ مستم از اقداحِ مالامالِ تو
  18. شمارهٔ ۱۰۳۸ رفتی و یک نفس نرفت از نظرم خیالِ تو
  19. شمارهٔ ۱۰۳۹ کارم از دست بشد دستِ من و دامنِ تو
  20. شمارهٔ ۱۰۴۰ بادِ صبا بر گرفت بویِ عرق چینِ تو
  21. شمارهٔ ۱۰۴۱ باز مرا مست کرد بویِ عرق چینِ تو
  22. شمارهٔ ۱۰۴۲ دل‌برا در آرزویِ رویِ شهر آرایِ تو
  23. شمارهٔ ۱۰۴۳ ای به تو آرزویِ من بیش‌تر از جفایِ تو
  24. شمارهٔ ۱۰۴۴ آخر ای دوست کجایی که چنانم بی‌تو
  25. شمارهٔ ۱۰۴۵ دریغ آن همه امّیدِ من به یاریِ تو
  26. شمارهٔ ۱۰۴۶ ای دلِ سوداییِ من چند ز رعناییِ تو
  27. شمارهٔ ۱۰۴۷ ماییم و نیم جان و جهانی و نیم‌جو
  28. شمارهٔ ۱۰۴۸ به دادخواه زِ دستِ تو می‌روم سویِ اردو
  29. شمارهٔ ۱۰۴۹ ندانم آفتاب است آن اگر رو
  30. شمارهٔ ۱۰۵۰ ای چون قدت نخاسته در جوی‌بار سرو
  31. شمارهٔ ۱۰۵۱ بیا که جانِ منی جانِ من بیا بمرو
  32. شمارهٔ ۱۰۵۲ گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رو
  33. شمارهٔ ۱۰۵۳ خوش است بر لبِ قلزم نشسته در باکو
  34. شمارهٔ ۱۰۵۴ بادِ بهار می وزد بادۀ خوش گوار کو
  35. شمارهٔ ۱۰۵۵ برآوردند طوفان از جهان دیوان سلیمان کو
  36. شمارهٔ ۱۰۵۶ من به جان آمده ام راه سویِ جانان کو
  37. شمارهٔ ۱۰۵۷ آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنو
  38. شمارهٔ ۱۰۵۸ آخر ای راحتِ جان دردِ دلِ ما بشنو
  39. شمارهٔ ۱۰۵۹ ما می‌رویم و با تو نکرده وداعِ راه
  40. شمارهٔ ۱۰۶۰ اگر در عالمِ غیبم دهی راه
  41. شمارهٔ ۱۰۶۱ کیست کآرد به من از دوست پیامی نا گاه
  42. شمارهٔ ۱۰۶۲ برفکن برقع از آن رویِ چو ماه
  43. شمارهٔ ۱۰۶۳ هر که را مهرِ تو در دل نبود بی جان به
  44. شمارهٔ ۱۰۶۴ مرا هاتفی داد ناگاه توبه
  45. شمارهٔ ۱۰۶۵ تا شود از پیش ماه پرده برانداخته
  46. شمارهٔ ۱۰۶۶ ای به دعوی خویشتن را مرد معنی ساخته
  47. شمارهٔ ۱۰۶۷ ای مرا در آتش هجران سراپا سوخته
  48. شمارهٔ ۱۰۶۸ لبت چشمه و خضر گردش نشسته
  49. شمارهٔ ۱۰۶۹ این منم خود را چنین در دست غم بگذاشته
  50. شمارهٔ ۱۰۷۰ هستم ز جام عشقت مست و خراب گشته
  51. شمارهٔ ۱۰۷۱ این بار شد از دستم کار دل سرگشته
  52. شمارهٔ ۱۰۷۲ زلف تو چون چشم مست تاب گرفته
  53. شمارهٔ ۱۰۷۳ باز آمده ای سری در آشفته
  54. شمارهٔ ۱۰۷۴ نکرده از دو عالم دست کوته
  55. شمارهٔ ۱۰۷۵ ای نازنین بی موجبی در خون ما رفتن که چه
  56. شمارهٔ ۱۰۷۶ در ده علی الصباح به دفعِ خمار باده
  57. شمارهٔ ۱۰۷۷ بر دوستی تو می خورم باده
  58. شمارهٔ ۱۰۷۸ ساقی میِ شوق ناک در ده
  59. شمارهٔ ۱۰۷۹ بر کوچه ی او خواهم یک بار گذر کرده
  60. شمارهٔ ۱۰۸۰ ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده

متن اشعار به نقل از گنجور.