فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۰۲۱ گر به گوشت برسد درد من و زاری من
- شمارهٔ ۱۰۲۲ بیا و دیده ی پر خون ما بین
- شمارهٔ ۱۰۲۳ ای ز بهشت بی خبر رونق نو بهار بین
- شمارهٔ ۱۰۲۴ گوشه چشم پر خمارش بین
- شمارهٔ ۱۰۲۵ مجنون در لیلی زد فرهاد در شیرین
- شمارهٔ ۱۰۲۶ ترش گرفته دو ابرو و لب چنان شیرین
- شمارهٔ ۱۰۲۷ چون کنم برگ شکیبایی ندارم بیش ازین
- شمارهٔ ۱۰۲۸ ایّها الخمّار مخموریم و رنجور و حزین
- شمارهٔ ۱۰۲۹ دوش مرا گفت عقل از سر رای زرین
- شمارهٔ ۱۰۳۰ عشق با هر کس که گردد هم نشین
- شمارهٔ ۱۰۳۱ خوش است آن دو چشمِ مخمور و خوش آن دو زلفِ مشکین
- شمارهٔ ۱۰۳۲ به جفا دست برآورد و کمر بست به کین
- شمارهٔ ۱۰۳۳ گر بدانی که من از عشقِ کهام زار چنین
- شمارهٔ ۱۰۳۴ بیدوست این منم که به سر میبرم چنین
- شمارهٔ ۱۰۳۵ ای که دلم ز دست شد جانِ شما که همچنین
- شمارهٔ ۱۰۳۶ ای که از مکرِ عدو بر خویش میپیچی چنین
- شمارهٔ ۱۰۳۷ مستم از اقداحِ مالامالِ تو
- شمارهٔ ۱۰۳۸ رفتی و یک نفس نرفت از نظرم خیالِ تو
- شمارهٔ ۱۰۳۹ کارم از دست بشد دستِ من و دامنِ تو
- شمارهٔ ۱۰۴۰ بادِ صبا بر گرفت بویِ عرق چینِ تو
- شمارهٔ ۱۰۴۱ باز مرا مست کرد بویِ عرق چینِ تو
- شمارهٔ ۱۰۴۲ دلبرا در آرزویِ رویِ شهر آرایِ تو
- شمارهٔ ۱۰۴۳ ای به تو آرزویِ من بیشتر از جفایِ تو
- شمارهٔ ۱۰۴۴ آخر ای دوست کجایی که چنانم بیتو
- شمارهٔ ۱۰۴۵ دریغ آن همه امّیدِ من به یاریِ تو
- شمارهٔ ۱۰۴۶ ای دلِ سوداییِ من چند ز رعناییِ تو
- شمارهٔ ۱۰۴۷ ماییم و نیم جان و جهانی و نیمجو
- شمارهٔ ۱۰۴۸ به دادخواه زِ دستِ تو میروم سویِ اردو
- شمارهٔ ۱۰۴۹ ندانم آفتاب است آن اگر رو
- شمارهٔ ۱۰۵۰ ای چون قدت نخاسته در جویبار سرو
- شمارهٔ ۱۰۵۱ بیا که جانِ منی جانِ من بیا بمرو
- شمارهٔ ۱۰۵۲ گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رو
- شمارهٔ ۱۰۵۳ خوش است بر لبِ قلزم نشسته در باکو
- شمارهٔ ۱۰۵۴ بادِ بهار می وزد بادۀ خوش گوار کو
- شمارهٔ ۱۰۵۵ برآوردند طوفان از جهان دیوان سلیمان کو
- شمارهٔ ۱۰۵۶ من به جان آمده ام راه سویِ جانان کو
- شمارهٔ ۱۰۵۷ آخر ای راحت جان دردِ دلِ ما بشنو
- شمارهٔ ۱۰۵۸ آخر ای راحتِ جان دردِ دلِ ما بشنو
- شمارهٔ ۱۰۵۹ ما میرویم و با تو نکرده وداعِ راه
- شمارهٔ ۱۰۶۰ اگر در عالمِ غیبم دهی راه
- شمارهٔ ۱۰۶۱ کیست کآرد به من از دوست پیامی نا گاه
- شمارهٔ ۱۰۶۲ برفکن برقع از آن رویِ چو ماه
- شمارهٔ ۱۰۶۳ هر که را مهرِ تو در دل نبود بی جان به
- شمارهٔ ۱۰۶۴ مرا هاتفی داد ناگاه توبه
- شمارهٔ ۱۰۶۵ تا شود از پیش ماه پرده برانداخته
- شمارهٔ ۱۰۶۶ ای به دعوی خویشتن را مرد معنی ساخته
- شمارهٔ ۱۰۶۷ ای مرا در آتش هجران سراپا سوخته
- شمارهٔ ۱۰۶۸ لبت چشمه و خضر گردش نشسته
- شمارهٔ ۱۰۶۹ این منم خود را چنین در دست غم بگذاشته
- شمارهٔ ۱۰۷۰ هستم ز جام عشقت مست و خراب گشته
- شمارهٔ ۱۰۷۱ این بار شد از دستم کار دل سرگشته
- شمارهٔ ۱۰۷۲ زلف تو چون چشم مست تاب گرفته
- شمارهٔ ۱۰۷۳ باز آمده ای سری در آشفته
- شمارهٔ ۱۰۷۴ نکرده از دو عالم دست کوته
- شمارهٔ ۱۰۷۵ ای نازنین بی موجبی در خون ما رفتن که چه
- شمارهٔ ۱۰۷۶ در ده علی الصباح به دفعِ خمار باده
- شمارهٔ ۱۰۷۷ بر دوستی تو می خورم باده
- شمارهٔ ۱۰۷۸ ساقی میِ شوق ناک در ده
- شمارهٔ ۱۰۷۹ بر کوچه ی او خواهم یک بار گذر کرده
- شمارهٔ ۱۰۸۰ ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده
متن اشعار به نقل از گنجور.