پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۸

ساقی میِ شوق ناک در ده

بر سرکش و ده به دست و سر ده

نقل از لب یار خوش تر آید

از پسته ی خویشتن شکر ده

جانی ز دهان جام بستان

بوسی به لبِ پیاله بر ده

بر دستِ گریز پای نه جام

عذرش منیوش تا به سر ده

ور پاک بخورد و جرعه نگذاشت

در حال بدو یکی دگر ده

ور مست به خانه می رود باز

تکلیف مکن برو گذر ده

مشنو ز غرامتی بهانه

گو قصه مکن دراز زر ده

ور بی نمکی بود گران جان

بر خیز و سبک سرش به در ده

تا جذب پیاله یی توان کرد

از اولِ روز ما حضر ده

ترتیب چنین نگاه میدار

گه اندک و گاه بیشتر ده

پیغام فرست سوی منظور

گو باز مجالِ یک نظر ده

با پیک صبا بگوی کای باد

ما را ز مقام او خبر ده

من بعد سخن مگو نزاری

ترکِ سخنان مختصر ده

بر یاد بساط مجلس شاه

بر خیز و شراب شوق در ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۰ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده
  2. شمارهٔ ۱۰۸۱دوش بازم قاصدی از حضرت یار آمده
  3. شمارهٔ ۱۰۸۲یار می باید که باشد چست و چالاک آمده
  4. شمارهٔ ۱۰۸۳ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمده
  5. شمارهٔ ۱۰۸۴مسیح اگر به نفس کرد مرده‌ای زنده
  6. شمارهٔ ۱۰۸۵ای مرا هم چو دیده نادیده
  7. شمارهٔ ۱۰۸۶ای ترکِ ما گرفته پیوندِ ما بریده
  8. شمارهٔ ۱۰۸۷یاد آن وقت که جانانهٔ ما ترسیده
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.