پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۵

تا شود از پیش ماه پرده برانداخته

خیز به یک چاره کن چار ه ی ما ساخته

کیست که با ما قدم پیش نهد در سلوک

دنیی و دین مردوار هر دو برانداخته

گردِ جهان در نگر تا به تولّای دوست

بر همه عالم علم کیست برافراخته

گر بنسازد رقیب ور بنوازد جبیب

هر دو برِ ما یکی سوخته و ساخته

راست بگویم منم در طلب نقدِ وقت

خرمن هر قوم را بیخته و یاخته

یک جهت و یک صفت گرچه نی ام مردوار

در قدمِ دوستان هر دو جهان باخته

بس بود ار باشدم حّدِ طفیلِ سلوک

تا نشود کی شوم پخته و پرداخته

لشکرِ سودایِ دوست بُنگهِ من چول کرد

بس که شبیخونِ عشق بر سر من تاخته

هست در امکانِ عقل از پیِ صید ای عجب

بازی با زان نگر فاخته با فاخته

هم چو نزاری کند بنگهِ باطل خراب

هر که مُحق را به حق دیده و بشناخته

هم تو حجابِ خودی بیش نزاری مباش

تا شود از پیشِ ما پرده برانداخته

این همه تعویق چیست عذر منه ساقیا

خیز به یک چاره کن چارۀ ما ساخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۷ای مرا در آتش هجران سراپا سوخته
  2. شمارهٔ ۱۰۶۸لبت چشمه و خضر گردش نشسته
  3. شمارهٔ ۱۰۶۹این منم خود را چنین در دست غم بگذاشته
  4. شمارهٔ ۱۰۷۰هستم ز جام عشقت مست و خراب گشته
  5. شمارهٔ ۱۰۷۱این بار شد از دستم کار دل سرگشته
  6. شمارهٔ ۱۰۷۲زلف تو چون چشم مست تاب گرفته
  7. شمارهٔ ۱۰۷۳باز آمده ای سری در آشفته
  8. شمارهٔ ۱۰۷۴نکرده از دو عالم دست کوته
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.