پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۴

می‌خواره و می‌پرست ماییم

می در سر و می به دست ماییم

در حلقه‌ی نیستان کسانی

گر نیست شدند هست ماییم

آن‌ها که گهی چو انگبین‌اند

گه تلخ‌تر از کبست، ماییم

در کوی ملایک مقرّب

هم‌خانه و هم‌نشست ماییم

آن کس که ز کفر و دین به یک‌بار

شد فارغ و برشکست ماییم

از ننگ قبول و ردّ عامه

گر طابفه‌ای برست ماییم

هر کس ز شراب مایه‌ای مست

مستان می الست ماییم

قومی که به نیش طعنه دل‌شان

هر لحظه یکی بخست ماییم

افسرده چه می‌کند ملامت

آخر ز می‌ای که مست ماییم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۶مهر من ای ماه روی مهربان
  2. شمارهٔ ۹۳۷به غم بنشسته ام سر در گریبان
  3. شمارهٔ ۹۳۸مسلمانان مسلمانان مسلمانی کدام است آن
  4. شمارهٔ ۹۳۹یاد آن شب¬ها که بودی در کنارم دل¬ستان
  5. شمارهٔ ۹۴۰بوی بهار آمده ست و وقت گل ستان
  6. شمارهٔ ۹۴۱محروم مانده ام ز ملاقات دوستان
  7. شمارهٔ ۹۴۲دورم دریغ موسمِ عشرت ز دوستان
  8. شمارهٔ ۹۴۳آرزومندم به روی دوستان
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.