پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۸۴۱ ترا به جان و دل از جان و دل وفادارم
  2. شمارهٔ ۸۴۲ ز عمرم چه حاصل چو یاری ندارم
  3. شمارهٔ ۸۴۳ چرا چنین شب و روز انتظار می دارم
  4. شمارهٔ ۸۴۴ در عشق تو از نوکِ قلم دود برآرم
  5. شمارهٔ ۸۴۵ شب ها همه شب در انتظارم
  6. شمارهٔ ۸۴۶ که می‌برد ز رفیقان به دوستان خبرم
  7. شمارهٔ ۸۴۷ آخر ای راحت جان جور تو تا چند برم
  8. شمارهٔ ۸۴۸ گر بنویسم که چون بی تو به سر می برم
  9. شمارهٔ ۸۴۹ یاد باد آن شب که در بیت الحرم
  10. شمارهٔ ۸۵۰ منم که برنکنم از آستان یار سرم
  11. شمارهٔ ۸۵۱ فتاد بر صنمی دی به رهگذر نظرم
  12. شمارهٔ ۸۵۲ به دیده ی دل ناظر به هر چه در نگرم
  13. شمارهٔ ۸۵۳ توبه ای کردم و گفتم که دگر می نخورم
  14. شمارهٔ ۸۵۴ من ز دست ساقیان غیب صهبا می‌خورم
  15. شمارهٔ ۸۵۵ جان و دل بنهاده ام تا می خورم
  16. شمارهٔ ۸۵۶ دلم ببرد و قرارم برفت و معذورم
  17. شمارهٔ ۸۵۷ ای بی خبر ز دردِ دلِ مهرپرورم
  18. شمارهٔ ۸۵۸ به زخمِ تیرِ ملامت سپر نیندازم
  19. شمارهٔ ۸۵۹ فغان از مردمِ چشمم که بیرون می دهد رازم
  20. شمارهٔ ۸۶۰ چو لطف کردی و برداشتی به اعزازم
  21. شمارهٔ ۸۶۱ نیامدی و من از انتظار می سوزم
  22. شمارهٔ ۸۶۲ هم از شکستنِ پیمانِ یار می ترسم
  23. شمارهٔ ۸۶۳ دگر سفر نکنم گر به دوست بازرسم
  24. شمارهٔ ۸۶۴ چنان غمِ تو فرو بست راه بر نفسم
  25. شمارهٔ ۸۶۵ دل ندارم که ز رویِ تو شکیبا باشم
  26. شمارهٔ ۸۶۶ نه روی و رهی که با تو باشم
  27. شمارهٔ ۸۶۷ به اختیار ز روی تو بر ندارم چشم
  28. شمارهٔ ۸۶۸ بر یاد روی دوستان جام مصفا می کشم
  29. شمارهٔ ۸۶۹ ای امیدم به تو نومید مکن از خویشم
  30. شمارهٔ ۸۷۰ مریم دوشیزه عیسی در شکم
  31. شمارهٔ ۸۷۱ نکرد با سر زلف تو هیچ کار دلم
  32. شمارهٔ ۸۷۲ دلم بر آتش هجران بسوخت آه دلم
  33. شمارهٔ ۸۷۳ چو باز کرد سر درج پرگهر چشمم
  34. شمارهٔ ۸۷۴ بیا بیا صنما بیش از این مرنجانم
  35. شمارهٔ ۸۷۵ اگر عشق تو شد در خون جانم
  36. شمارهٔ ۸۷۶ در انتظار وصال تو عمر می گذرانم
  37. شمارهٔ ۸۷۷ جان برای تو که هم دردی و هم درمانم
  38. شمارهٔ ۸۷۸ مرا دیوانه می خوانند و با دیوانه می مانم
  39. شمارهٔ ۸۷۹ شبی بود به مهی خلوتی که ساز کنم
  40. شمارهٔ ۸۸۰ بار دگر عزم سفر می کنم
  41. شمارهٔ ۸۸۱ من دوست می دارم تو را گو قصد من کن دشمنم
  42. شمارهٔ ۸۸۲ عجب مدار خراباتیی چنین که منم
  43. شمارهٔ ۸۸۳ هلاک می شوم از لعبت شکر دهنم
  44. شمارهٔ ۸۸۴ یک ام شبی که به خلوت جمال دوست ببینم
  45. شمارهٔ ۸۸۵ اگر ز بخت مساعد شود که روی تو بینم
  46. شمارهٔ ۸۸۶ چه حالت است ندانم به خواب می‌بینم
  47. شمارهٔ ۸۸۷ منم آخر که چنین بی تو جهان می بینم
  48. شمارهٔ ۸۸۸ شد در سر کار تو هم دنیی و هم دینم
  49. شمارهٔ ۸۸۹ من اگر مست خرابم چه کنم مست توام
  50. شمارهٔ ۸۹۰ خراب کرده ی چشمان پر خمار توام
  51. شمارهٔ ۸۹۱ من کی ام تا گویمت آنِ توام
  52. شمارهٔ ۸۹۲ اگر چه هیچ نی ام هر چه هستم آن توام
  53. شمارهٔ ۸۹۳ دلبرا شیفته ی قامت و بالای توام
  54. شمارهٔ ۸۹۴ برون نمی رود از سر هوای روی توام
  55. شمارهٔ ۸۹۵ مکن ملامت اگر شهر بند کوی توام
  56. شمارهٔ ۸۹۶ خویش را با یاد جانان می دهم
  57. شمارهٔ ۸۹۷ فرو شده است به گل باز تا کمر پایم
  58. شمارهٔ ۸۹۸ من از این عهده کی برون آیم
  59. شمارهٔ ۸۹۹ چشم امیدوار به ره برنهاده‌ایم
  60. شمارهٔ ۹۰۰ ما چو از بَدْوِ ازل باده‌پرست آمده‌ایم

متن اشعار به نقل از گنجور.