پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری

حکیم نزاری

غزلیات

۱,۴۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۸۱ اگر دورم از تو به آب و به گِل
  2. شمارهٔ ۷۸۲ بلبل ز شاخِ سرو چو بر زد نوایِ گل
  3. شمارهٔ ۷۸۳ مرا چو مست روان کرده بوده اند از اوّل
  4. شمارهٔ ۷۸۴ دستِ من و دامنِ آلِ رسول
  5. شمارهٔ ۷۸۵ نگسلم از دوست امیدِ وصول
  6. شمارهٔ ۷۸۶ ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول
  7. شمارهٔ ۷۸۷ نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول
  8. شمارهٔ ۷۸۸ بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
  9. شمارهٔ ۷۸۹ ز راهِ لطف درین کلبۀ خراب خرام
  10. شمارهٔ ۷۹۰ هزار شکر که برگشتم از سفر به مقام
  11. شمارهٔ ۷۹۱ ماهِ نو بنمود رخ سار از غمام
  12. شمارهٔ ۷۹۲ تنها نی ام اگرچه که تنها نشسته ام
  13. شمارهٔ ۷۹۳ در خیال آبادِ خود بنشسته ام
  14. شمارهٔ ۷۹۴ ز وصلِ تو نفسی بهره بر نداشته ام
  15. شمارهٔ ۷۹۵ دوستان در کارِ خود حیران و مشکل مانده ام
  16. شمارهٔ ۷۹۶ تا فراقت دیده‌ام خون می‌چکاند دیده‌ام
  17. شمارهٔ ۷۹۷ جان در سرِ دل باختم تا عاشقِ جانانه‌ام
  18. شمارهٔ ۷۹۸ دلِ گم کرده را چندان که می جویم نمی یابم
  19. شمارهٔ ۷۹۹ بیا کز تو نمی باشد شکیبم
  20. شمارهٔ ۸۰۰ گر یک نفس از تو می شکیبم
  21. شمارهٔ ۸۰۱ کوزه بر دوشِ راهب دیرم
  22. شمارهٔ ۸۰۲ چو بر یادِ لبش در مسکراتم
  23. شمارهٔ ۸۰۳ دردا کز اشتیاقِ تو جانا بسوختم
  24. شمارهٔ ۸۰۴ نمی شود به حیل با تو در کمر دستم
  25. شمارهٔ ۸۰۵ یک امشبی که به خدمت به باده بنشستم
  26. شمارهٔ ۸۰۶ بیار باده به من ده که توبه بشکستم
  27. شمارهٔ ۸۰۷ آوازه در افتاد که من توبه شکستم
  28. شمارهٔ ۸۰۸ دردمندم وز وصالِ یار درمان نیستم
  29. شمارهٔ ۸۰۹ ازین ورطه بیرون شوی نیستم
  30. شمارهٔ ۸۱۰ دوش بس خوش روزگاری داشتم
  31. شمارهٔ ۸۱۱ دردا که سی ز عمر به غفلت گذاشتم
  32. شمارهٔ ۸۱۲ شبِ وداع که جانانه را کنار گرفتم
  33. شمارهٔ ۸۱۳ ترا نادیده مهرت بر گرفتم
  34. شمارهٔ ۸۱۴ ندارم کار با افلاک و انجم
  35. شمارهٔ ۸۱۵ تا ساکنِ کنجِ محنت آبادم
  36. شمارهٔ ۸۱۶ دگر باره پیرانه سر درفتادم
  37. شمارهٔ ۸۱۷ دریغ کز نظرِ دوستان بیفتادم
  38. شمارهٔ ۸۱۸ چنان به رویِ تو هر بامداد دل شادم
  39. شمارهٔ ۸۱۹ به فلک می رسد از فرقتِ تو فریادم
  40. شمارهٔ ۸۲۰ یادِ آن کس که نرفته ست دمی از یادم
  41. شمارهٔ ۸۲۱ آن شب که وداعِ یار کردم
  42. شمارهٔ ۸۲۲ بگذاشتمت جانا ناکام و سفر کردم
  43. شمارهٔ ۸۲۳ شبِ فراق که بی رغبتی سفر کردم
  44. شمارهٔ ۸۲۴ ز می توبه کردم ز مستی نکردم
  45. شمارهٔ ۸۲۵ شبانِ تا به سحر گردِ شهر می گردم
  46. شمارهٔ ۸۲۶ منم که قبلۀ جان با جمالت آوردم
  47. شمارهٔ ۸۲۷ چندان که در سلوک ز خود پیش تر شدم
  48. شمارهٔ ۸۲۸ مرا که از تو میسّر نمی شود یک دم
  49. شمارهٔ ۸۲۹ شبانه دوش که تنها به کنج خود بودم
  50. شمارهٔ ۸۳۰ من همان مستم و شوریده کز اوّل بودم
  51. شمارهٔ ۸۳۱ یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدم
  52. شمارهٔ ۸۳۲ باز رسیدم جمالِ دوست بدیدم
  53. شمارهٔ ۸۳۳ هزار شکر که خود را امیدوار بدیدم
  54. شمارهٔ ۸۳۴ اندر دو کون جانا بی تو طرب ندیدم
  55. شمارهٔ ۸۳۵ چه سودا راه زد دوشم همانا از جنون دیدم
  56. شمارهٔ ۸۳۶ روزها شد که برفتی و به خدمت نرسیدم
  57. شمارهٔ ۸۳۷ ز بس مشقّت و محنت که در سفر بکشیدم
  58. شمارهٔ ۸۳۸ اگر وصال میسّر شود دگر بارم
  59. شمارهٔ ۸۳۹ اگر دولت بود روزی به قوهستان دگر بارم
  60. شمارهٔ ۸۴۰ بی تو خونابه به رخساره فرو می بارم

متن اشعار به نقل از گنجور.