پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۱

کوزه بر دوشِ راهب دیرم

حلقه در گوش ساجد لاتم

من که دردی کش خراباتم

فارغ از طمطراق و طاماتم

گاه از مشرکانِ توحیدم

گاه از موقِنانِ غلّاتم

نه که در حوضِ کوثرِ تحقیق

آب جاری بود مجاراتم

نه که در درجِ مدرجِ توحید

در مکنون بود عباراتم

به خرد می سزد مفاخرتم

به هنر می رسد مباهاتم

عقل کلّی به اختیار دهد

بوسه بر آستانِ ابیاتم

نفسِ قدسی به احتیاط نهد

دست بر نبضِ نفی و اثباتم

مگر افسانه گوی پندارد

که چو او راوی روایاتم

نیستم از معلّمانِ جهول

نه که من ناسخِ مقالاتم

دیده کو تا ببیند اسرارم

گوش تا بشنود اشاراتم

نه نزاری به هرزه لاف مزن

بیش ازین برمگو محالاتم

نه به دعوی به ابتدا گفتی

فارغ از طمطراق و طاماتم

یک سخن راست گفته ای از خویش

من که دردی کشِ خراباتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۳دردا کز اشتیاقِ تو جانا بسوختم
  2. شمارهٔ ۸۰۴نمی شود به حیل با تو در کمر دستم
  3. شمارهٔ ۸۰۵یک امشبی که به خدمت به باده بنشستم
  4. شمارهٔ ۸۰۶بیار باده به من ده که توبه بشکستم
  5. شمارهٔ ۸۰۷آوازه در افتاد که من توبه شکستم
  6. شمارهٔ ۸۰۸دردمندم وز وصالِ یار درمان نیستم
  7. شمارهٔ ۸۰۹ازین ورطه بیرون شوی نیستم
  8. شمارهٔ ۸۱۰دوش بس خوش روزگاری داشتم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.