پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۲

بلبل ز شاخِ سرو چو بر زد نوایِ گل

بر دست گیر باده و بنشین به پایِ گل

نوروز کنجِ خانه گرفتن دریغِ می

پهلوی خار حیفِ عظیم است جایِ گل

فرهاد خوانده ای که چه کرد از هوایِ دل

خسرو شنیده ای که چه دید از برایِ گل

گل را عزیز دار و به بیگانه دل مده

حیف است کرده در سرِ خاری وفایِ گل

ضایع مکن چو بلبلِ شوریده روزگار

مسکین شده به جان و به دل مبتلایِ گل

چون ز اعتدالِ نشو و نمایِ ربیع شد

روشن فضایِ باغ ز فّرِ لقایِ گل

بارِ دگر شکایت و تشنیع کرده پیش

با باغ بان گرفته ز سر ماجرایِ گل

دریاب گو دو هفته وصال و مکن فضول

با گل قرار گیر به خلوت سرایِ گل

خوش موسمی ست خاصه دو آهنگ کرده اند

بلبل نوایِ سرو و نزاری نوایِ گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۴دستِ من و دامنِ آلِ رسول
  2. شمارهٔ ۷۸۵نگسلم از دوست امیدِ وصول
  3. شمارهٔ ۷۸۶ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول
  4. شمارهٔ ۷۸۷نشسته ام به خیالی که می پزم مشغول
  5. شمارهٔ ۷۸۸بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
  6. شمارهٔ ۷۸۹ز راهِ لطف درین کلبۀ خراب خرام
  7. شمارهٔ ۷۹۰هزار شکر که برگشتم از سفر به مقام
  8. شمارهٔ ۷۹۱ماهِ نو بنمود رخ سار از غمام
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.