پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۶

ای دلِ شوریده سرِ بُل فضول

بیش مرو در پیِ ردّ و قبول

پای برون می نهی از حّدِ خویش

دست مزن رقص مکن بی اصول

ساکن و آهسته و تن دار باش

زود نگردد متغیّر ملول

خانه ی اوباش تهی کن که شاه

بی خبر آید کند آن جا نزول

پس روِ هادی شو لا حول کن

تا نروی بیش ز دنبالِ غول

دعویِ تصدیق و قبولِ مجاز

زان طرفِ رود چه حاجت به پول

چیست وفاداری و فرمان بری

بر سخنِ دوست نجستن عدول

غایب و در دوست شدن محو چیست

هم چو نزاری شده از خود ملول

رمزِ نزاری همه دیوانگی ست

نیست به ادراکِ قیاسِ جهول

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۸بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
  2. شمارهٔ ۷۸۹ز راهِ لطف درین کلبۀ خراب خرام
  3. شمارهٔ ۷۹۰هزار شکر که برگشتم از سفر به مقام
  4. شمارهٔ ۷۹۱ماهِ نو بنمود رخ سار از غمام
  5. شمارهٔ ۷۹۲تنها نی ام اگرچه که تنها نشسته ام
  6. شمارهٔ ۷۹۳در خیال آبادِ خود بنشسته ام
  7. شمارهٔ ۷۹۴ز وصلِ تو نفسی بهره بر نداشته ام
  8. شمارهٔ ۷۹۵دوستان در کارِ خود حیران و مشکل مانده ام
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.