پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۲

تنها نی ام اگرچه که تنها نشسته ام

با خاصگانِ عالمِ بالا نشسته ام

در من اگر به چشم اضافات بنگرند

این جا نی ام به مرتبه آن جا نشسته ام

می دان حقیقتم به خرابات معتکف

اندر نماز اگر به مصلّا نشسته ام

بر متّکایِ سدره از این چارچوبِ شخص

پنهان ز خویش رفته و پیدا نشسته ام

تا مست باز گردم چون مست آمدم

در پایِ خم همیشه به عمدا نشسته ام

بر مقتضایِ حکم تَموتون تُبعثون

مست و خراب بی سرو بی پا نشسته ام

مخمور در جوابِ سؤالات عاجزم

سر مست عشق منتظر آن را نشسته ام

نی نی چه آید از من و گفت و شنیدِ من

دل بسته در خدایِ تعالی نشسته ام

در کنج گنج یابِ نزاری ملوک وار

بر کف گرفته جامِ مصفّا نشسته ام

دستم به روزگارِ مشعبد نمی رسد

بر بامِ امتحان به تماشا نشسته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۴ز وصلِ تو نفسی بهره بر نداشته ام
  2. شمارهٔ ۷۹۵دوستان در کارِ خود حیران و مشکل مانده ام
  3. شمارهٔ ۷۹۶تا فراقت دیده‌ام خون می‌چکاند دیده‌ام
  4. شمارهٔ ۷۹۷جان در سرِ دل باختم تا عاشقِ جانانه‌ام
  5. شمارهٔ ۷۹۸دلِ گم کرده را چندان که می جویم نمی یابم
  6. شمارهٔ ۷۹۹بیا کز تو نمی باشد شکیبم
  7. شمارهٔ ۸۰۰گر یک نفس از تو می شکیبم
  8. شمارهٔ ۸۰۱کوزه بر دوشِ راهب دیرم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.