پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۴

ز می توبه کردم ز مستی نکردم

نگفتم دگر گِردِ مستان نگردم

اگر بوده ام دامن آلوده از می

چو بر آبِ رز بود خونی نکردم

اگر جرأتی رفت الحمدُلله

که با آبِ رز خون مردم نخوردم

مرا توبه دادند از می پرستی

ازین پس اگر می پرستم نه مردم

میِ لعل از آن می خورم تا نسازد

به خاکِ زمرّد گیا روی زردم

بر احوالِ من هست جایِ ترحّم

ولی هر کسی نیست آگه ز دردم

نزاری به زاری به زاری نزاری

همین است و بس شیوۀ عکس و طردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۶منم که قبلۀ جان با جمالت آوردم
  2. شمارهٔ ۸۲۷چندان که در سلوک ز خود پیش تر شدم
  3. شمارهٔ ۸۲۸مرا که از تو میسّر نمی شود یک دم
  4. شمارهٔ ۸۲۹شبانه دوش که تنها به کنج خود بودم
  5. شمارهٔ ۸۳۰من همان مستم و شوریده کز اوّل بودم
  6. شمارهٔ ۸۳۱یک شبی تا روز با تو خلوتی می بایدم
  7. شمارهٔ ۸۳۲باز رسیدم جمالِ دوست بدیدم
  8. شمارهٔ ۸۳۳هزار شکر که خود را امیدوار بدیدم
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.