پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی

کمال خجندی

غزلیات

۱,۰۷۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ دی خرامان برهی بار مرا پیش آمد
  2. شمارهٔ ۴۲۲ دیدی که بار وعده خود را وفا نکرد
  3. شمارهٔ ۴۲۳ ذکر مه کردم شبی روی توام آمد
  4. شمارهٔ ۴۲۴ رخت گلبرگ خودرو می‌نماید
  5. شمارهٔ ۴۲۵ رخ تو دیدم و زاهد نمی تواند دید
  6. شمارهٔ ۴۲۶ رخ تو نور به ماه تمام می‌بخشد
  7. شمارهٔ ۴۲۷ رخی چنین که تو داری کدام مو دارد
  8. شمارهٔ ۴۲۸ رویت به چنین دیده تماشا نتوان کرد
  9. شمارهٔ ۴۲۹ روی تو به جز آینه دیدن که تواند
  10. شمارهٔ ۴۳۰ روی تو دیدم سخنم روی داد
  11. شمارهٔ ۴۳۱ روی زیبای تو هر بار که در چشم تر آید
  12. شمارهٔ ۴۳۲ را گشودند بار بر ببندید
  13. شمارهٔ ۴۳۳ زاهد از روی تو تا چند مرا توبه دهد
  14. شمارهٔ ۴۳۴ زاهد باریک‌بین لب‌های باریک تو دید
  15. شمارهٔ ۴۳۵ از برگ گل که نسیم عبیر می‌آید
  16. شمارهٔ ۴۳۶ زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بود
  17. شمارهٔ ۴۳۷ از آن میان هیچ اگر نشان باشد
  18. شمارهٔ ۴۳۸ ز خوان وصل تو تا با من گدا چه رسد
  19. شمارهٔ ۴۳۹ زان پیشتر که دیده جمال تو دیده بود
  20. شمارهٔ ۴۴۰ ز سوز جان من آن بیوفا چه غم دارد
  21. شمارهٔ ۴۴۱ ز غمزه‌های نو چندانکه ناز میبارد
  22. شمارهٔ ۴۴۲ زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند
  23. شمارهٔ ۴۴۳ ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رود
  24. شمارهٔ ۴۴۴ ز مستی چشم او هرگز به حال ما نمی‌افتد
  25. شمارهٔ ۴۴۵ ساقی بیار باده که عید صیام شد
  26. شمارهٔ ۴۴۶ سالها دل در هوایت بر سر هر کو دوید
  27. شمارهٔ ۴۴۷ سر زلفت نمی خواهم که در دست صبا افتد
  28. شمارهٔ ۴۴۸ سرو اگر زآن قدر رفتار به بالاست زیاد
  29. شمارهٔ ۴۴۹ سر ما را نرسد اینکه به پای تو رسد
  30. شمارهٔ ۴۵۰ سرو را هرکه راست می‌گوید
  31. شمارهٔ ۴۵۱ سروسهی به بستان گر سال‌ها برآید
  32. شمارهٔ ۴۵۲ سرو سهی در بوستان چندانکه بالا می‌کشد
  33. شمارهٔ ۴۵۳ شب که در خلوتم آن شمع شکر لب باشد
  34. شمارهٔ ۴۵۴ شبی که روی تو ما را چراغ مجلس شد
  35. شمارهٔ ۴۵۵ شبی کز آتش عشق تو جانم سوختن گیرد
  36. شمارهٔ ۴۵۶ شوخی از چشم تو عجب نبود
  37. شمارهٔ ۴۵۷ صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد
  38. شمارهٔ ۴۵۸ صوفی از رندان بپوشد می که در خلوت بنوشد
  39. شمارهٔ ۴۵۹ عاشقانت بسحرها که دعا می گویند
  40. شمارهٔ ۴۶۰ عاشقان خط تو را مشک ختا می‌گویند
  41. شمارهٔ ۴۶۱ عاشقان درد ترا دولت افزون خوانند
  42. شمارهٔ ۴۶۲ عاشقان را جور و نازیار می باید کشید
  43. شمارهٔ ۴۶۳ عاشقان روی ترا نور مصور خوانند
  44. شمارهٔ ۴۶۴ عاشقان طالب و صاحب نظران در کارند
  45. شمارهٔ ۴۶۵ عاشقان قصه های نو شنوید
  46. شمارهٔ ۴۶۶ عرفات عشق بازان سر کوی بار باشد
  47. شمارهٔ ۴۶۷ عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبود
  48. شمارهٔ ۴۶۸ عکس رویت چون فتد در آب آب از خود رود
  49. شمارهٔ ۴۶۹ عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید
  50. شمارهٔ ۴۷۰ عید می آید و مردم مه نو میطلبند
  51. شمارهٔ ۴۷۱ غبار خاک در او چو در خیال آرید
  52. شمارهٔ ۴۷۲ غم عشقت دل ما را همیشه شاد میدارد
  53. شمارهٔ ۴۷۳ غنچه از رشک دهان نو دهان گرد آورد
  54. شمارهٔ ۴۷۴ فرح به سینه پر غصه بی تو چون آید
  55. شمارهٔ ۴۷۵ قدح بدور لیت پر ز خون دلی دارد
  56. شمارهٔ ۴۷۶ قلم صحیفة شوق ار هزار باره نویسد
  57. شمارهٔ ۴۷۷ کدام ناز و تنعم به ذوق آن برسد
  58. شمارهٔ ۴۷۸ کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند
  59. شمارهٔ ۴۷۹ کمترین کاری مراکز دیدهٔ گریان فتاد
  60. شمارهٔ ۴۸۰ گدای کوی ترا پادشاه میخوانند

متن اشعار به نقل از گنجور.