پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۱

عاشقان درد ترا دولت افزون خوانند

محنت عشق ترا بخت همایون خوانند

اهل میخانه دعای لب تو اشک فشان

زیر لب چون خط جام از دل پر خون خوانند

جانب جام و صراحی نبود سجده چو چنگ

مطربان گر سخنی ز آن لب میگون خوانند

قصه گربه این غمزده با چشم پر آب

مرغ و ماهی بلب دجله و جیحون خوانند

من اگر وصف دو ابروی تو که بنویسم

مردمش زآن حرکتها همه موزون خوانند

خلق خوانند مه از سادگی آن روی عجب

ورقی را که بر آن خط نبود چون خوانند

گر از آن حسن نویسی سخن عشق کمال

دفتر عشق نرا لیلی و مجنون خوانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۳عاشقان روی ترا نور مصور خوانند
  2. شمارهٔ ۴۶۴عاشقان طالب و صاحب نظران در کارند
  3. شمارهٔ ۴۶۵عاشقان قصه های نو شنوید
  4. شمارهٔ ۴۶۶عرفات عشق بازان سر کوی بار باشد
  5. شمارهٔ ۴۶۷عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبود
  6. شمارهٔ ۴۶۸عکس رویت چون فتد در آب آب از خود رود
  7. شمارهٔ ۴۶۹عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید
  8. شمارهٔ ۴۷۰عید می آید و مردم مه نو میطلبند
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.