پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳

عاشقان روی ترا نور مصور خوانند

پرده بر گیر که روشن تر ازین بر خوانند

اشک ریزان شبستان فراق از سر سوز

عارض و خاک ترا شمع معتبر خوانند

گر نماید رخت از دفتر خوبی ورقی

ورق دفتر گل را همه أبتر خوانند

گر خیال لبت آرند امامان به نماز

بعد هر فاتحه ای سورة کوثر خوانند

اهل دانش که رساندند به پایان همه علم

لوح عشق تو چو ابجد همه از سر خوانند

در هوایت ز سر ذوق معلق بزنم

گر سوی دام تو بازم چو کبوتر خوانند

با دهانت سخن قند مکرر سهل است

سخن سهل نشاید که مکرر خوانند

عندلیبان سحر خوان خوش الحان در راست

صفت قد نو بر شاخ صنوبر خوانند

تا حدیث از قد آن سرو روان گفت کمال

گفته او ز حد بث همه برتر خوانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۵عاشقان قصه های نو شنوید
  2. شمارهٔ ۴۶۶عرفات عشق بازان سر کوی بار باشد
  3. شمارهٔ ۴۶۷عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبود
  4. شمارهٔ ۴۶۸عکس رویت چون فتد در آب آب از خود رود
  5. شمارهٔ ۴۶۹عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید
  6. شمارهٔ ۴۷۰عید می آید و مردم مه نو میطلبند
  7. شمارهٔ ۴۷۱غبار خاک در او چو در خیال آرید
  8. شمارهٔ ۴۷۲غم عشقت دل ما را همیشه شاد میدارد
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.