پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

عاشقان قصه های نو شنوید

که شما نیز عاشقان نوید

می رسد از خدا نسیم نوی

خس نهایه از نسیم زنده شوید

بالغی نی و دعوی پیران

کشت خود نا رسیده میدروید

ما گهر بافتیم چند شما

در ره سنگک و مجوره دوید

این گهر با شما بنفروشم

تا به دکان و خانه در گروید

در صف صوفیان صاف امید

گر مریدان مصلحت شنوید

دامن افشان ز خان ومان چو کمال

بر در شیخ مصلحت بروید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبود
  2. شمارهٔ ۴۶۸عکس رویت چون فتد در آب آب از خود رود
  3. شمارهٔ ۴۶۹عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید
  4. شمارهٔ ۴۷۰عید می آید و مردم مه نو میطلبند
  5. شمارهٔ ۴۷۱غبار خاک در او چو در خیال آرید
  6. شمارهٔ ۴۷۲غم عشقت دل ما را همیشه شاد میدارد
  7. شمارهٔ ۴۷۳غنچه از رشک دهان نو دهان گرد آورد
  8. شمارهٔ ۴۷۴فرح به سینه پر غصه بی تو چون آید
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.