پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۹

عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید

بوی بار آشنا از آشنائی بشنوید

از لب لیلی و مجنون نکته دارید گوش

از زبان گل و بلبل ماجرانی بشنوید

جانب مبخانه مخموران جام عشق را

می زند هر خم بزبر لب صلائی بشنوید

کوه ها در ناله اند از رفت مسنان طور

زین همه شور و شعب باری صدائی بشنوید

نوبت تبصر گذشت آن سلطنت در عصر ماست

نوبت شاهی ز ایوان گدائی بشنوید

کارها در بند وقت آمد نگه دارید وقت

وقت باشد کز لب او مرحبانی بشنوید

از خدا در هر دعائی وصل می خواهد کمال

گر نمی گوئید آمینی دعائی بشنوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۱غبار خاک در او چو در خیال آرید
  2. شمارهٔ ۴۷۲غم عشقت دل ما را همیشه شاد میدارد
  3. شمارهٔ ۴۷۳غنچه از رشک دهان نو دهان گرد آورد
  4. شمارهٔ ۴۷۴فرح به سینه پر غصه بی تو چون آید
  5. شمارهٔ ۴۷۵قدح بدور لیت پر ز خون دلی دارد
  6. شمارهٔ ۴۷۶قلم صحیفة شوق ار هزار باره نویسد
  7. شمارهٔ ۴۷۷کدام ناز و تنعم به ذوق آن برسد
  8. شمارهٔ ۴۷۸کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.