پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

قلم صحیفة شوق ار هزار باره نویسد

هزار عذر ز تقصیر بر کناره نویسد

فتند ز رقت کاغذ به گریه خامه کاتب

به نامه درد نهانم گر آشکار نویسد

علاج دل طلبیدم نمود رخ که خط بین

کسی نکوتر ازین درد را چه چاره نویسد

نخست پیر مغان نام می برد به حریفان

تحینی که برندان درد خواره نویسد

چو کار من به دهان و میان اوست چه رنجم

گرم فرشته اعمال هیچ کاره نویسد

گر این جمال بتقویم ساز باز نمائی کمال

خراج حسن رخت بر مه و ستاره نویسد

نقش تو در دل نگاشت دست و قلم بین

کزین خطی بسر لوح پاره پاره نویسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند
  2. شمارهٔ ۴۷۹کمترین کاری مراکز دیدهٔ گریان فتاد
  3. شمارهٔ ۴۸۰گدای کوی ترا پادشاه میخوانند
  4. شمارهٔ ۴۸۱گر آن به در زکاة حسن مسکین تر گدا جوید
  5. شمارهٔ ۴۸۲گر به سنگ سنمم عشق تو دندان شکند
  6. شمارهٔ ۴۸۳گر بگذری سوی چمن سرو سهی از جا رود
  7. شمارهٔ ۴۸۴گر ترا از ستم و جور خدا توبه دهد
  8. شمارهٔ ۴۸۵گر تو از پرده به ما رخ بنمانی چه شود
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.