پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۲

زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند

توقیع حسن بر ورق یاسمین زند

مهریست نقش خاتم دولت که آفتاب

آنرا ز مهر عارضی نو بر زمین زند

حیف است اگر به خاک سر کویت ای صنم

رضوان دم از لطافت خلد برین زند

صورتگری که نقش تو بیند غریب نیست

گر خط نسخ در رخ خوبان چین زند

ای شاهدی که شهد لبان چون قند تو

صد بار طعنه بر شکر و انگبین زند

گرد از نهاد گوشه نشینان برآورد

ترک کمانکش تو چو تیر از کمین زند

تا کی کمال را هوس خاک پای تو

آبی ز دیده بر جگر آتشین زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۴ز مستی چشم او هرگز به حال ما نمی‌افتد
  2. شمارهٔ ۴۴۵ساقی بیار باده که عید صیام شد
  3. شمارهٔ ۴۴۶سالها دل در هوایت بر سر هر کو دوید
  4. شمارهٔ ۴۴۷سر زلفت نمی خواهم که در دست صبا افتد
  5. شمارهٔ ۴۴۸سرو اگر زآن قدر رفتار به بالاست زیاد
  6. شمارهٔ ۴۴۹سر ما را نرسد اینکه به پای تو رسد
  7. شمارهٔ ۴۵۰سرو را هرکه راست می‌گوید
  8. شمارهٔ ۴۵۱سروسهی به بستان گر سال‌ها برآید
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.