پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۹

زان پیشتر که دیده جمال تو دیده بود

نقش تو در سراچه دل بر کشیده بود

از سایه پر مگس آزرده شد رخت

بهر شکر مگر سوی آن لب پریده بود

رخسار زرد عاشق آن رخ به زر خرید

او خود چو بندگان دگر زر خریده بود

یوسف بین و حسن مبین کارد در میان

آن تیغ غمزه بود که کفها بریده بود

باربد نیغ و تیر شب هجر بر سرم

دور از تو بین چها بسر من رسیده بود

گونی که بود عکس بناگوش بار و در

بر برگ گل که قطره باران چکیده بود

غارنگره معانی مجموعه کمال

دزدیده هرچه بافت سخن در جریده بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۱ز غمزه‌های نو چندانکه ناز میبارد
  2. شمارهٔ ۴۴۲زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زند
  3. شمارهٔ ۴۴۳ز ماهتاب جمالت ز ماه تاب رود
  4. شمارهٔ ۴۴۴ز مستی چشم او هرگز به حال ما نمی‌افتد
  5. شمارهٔ ۴۴۵ساقی بیار باده که عید صیام شد
  6. شمارهٔ ۴۴۶سالها دل در هوایت بر سر هر کو دوید
  7. شمارهٔ ۴۴۷سر زلفت نمی خواهم که در دست صبا افتد
  8. شمارهٔ ۴۴۸سرو اگر زآن قدر رفتار به بالاست زیاد
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.