فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۸۱ مرا که راه نماید کنون بخانه ی دل
- شمارهٔ ۱۸۲ باغبان گو برو مپیما کز گل
- شمارهٔ ۱۸۳ یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول
- شمارهٔ ۱۸۴ مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
- شمارهٔ ۱۸۵ مرا که نیست بخاک درت امید وصول
- شمارهٔ ۱۸۶ شب رحیل ز افغان خستگان مراحل
- شمارهٔ ۱۸۷ هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
- شمارهٔ ۱۸۸ چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم
- شمارهٔ ۱۸۹ ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
- شمارهٔ ۱۹۰ ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
- شمارهٔ ۱۹۱ روزگاری روی در روی نگاری داشتم
- شمارهٔ ۱۹۲ در جهان وقف حریم حرم او کردیم
- شمارهٔ ۱۹۳ من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
- شمارهٔ ۱۹۴ مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
- شمارهٔ ۱۹۵ من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
- شمارهٔ ۱۹۶ داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
- شمارهٔ ۱۹۷ تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
- شمارهٔ ۱۹۸ بلبلان که رساند نسیم باغ ارم
- شمارهٔ ۱۹۹ چو بر کشی علم قربت از حریم حرم
- شمارهٔ ۲۰۰ اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم
- شمارهٔ ۲۰۱ کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم
- شمارهٔ ۲۰۲ با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
- شمارهٔ ۲۰۳ ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
- شمارهٔ ۲۰۴ ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
- شمارهٔ ۲۰۵ ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
- شمارهٔ ۲۰۶ آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
- شمارهٔ ۲۰۷ مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
- شمارهٔ ۲۰۸ گلی به رنگ تو در بوستان نمیبینم
- شمارهٔ ۲۰۹ نشان دل بی نشان از که جویم
- شمارهٔ ۲۱۰ صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
- شمارهٔ ۲۱۱ اشکست که می گردد در کوی تو همرازم
- شمارهٔ ۲۱۲ ما زرخ کار خویش پرده برانداختیم
- شمارهٔ ۲۱۳ ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
- شمارهٔ ۲۱۴ گرچه من آب رخ از خاک درت یافته ام
- شمارهٔ ۲۱۵ خیز تا باده در پیاله کنیم
- شمارهٔ ۲۱۶ حکایت رخت از آفتاب می شنوم
- شمارهٔ ۲۱۷ مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
- شمارهٔ ۲۱۸ گر نگویم دوستی از دوستانت بوده ام
- شمارهٔ ۲۱۹ ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
- شمارهٔ ۲۲۰ آنک لعلش عین آب زندگانی یافتیم
- شمارهٔ ۲۲۱ بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم
- شمارهٔ ۲۲۲ ای لاله برگ خوش نظرت گلستان چشم
- شمارهٔ ۲۲۳ بگذائی بسر کوی شما آمده ایم
- شمارهٔ ۲۲۴ خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
- شمارهٔ ۲۲۵ نسیم زلف تو از نوبهار می شنوم
- شمارهٔ ۲۲۶ حَنّ فی روض الهوی قلبی کما ناح الحِمام
- شمارهٔ ۲۲۷ کیست که گوید ببارگاه سلاطین
- شمارهٔ ۲۲۸ تحیتی چو هوای ریاض خلد برین
- شمارهٔ ۲۲۹ تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
- شمارهٔ ۲۳۰ ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن
- شمارهٔ ۲۳۱ خوشا صبح و صبوحی با هُمالان
- شمارهٔ ۲۳۲ دوش چون از لعل میگون تو می گفتم سخن
- شمارهٔ ۲۳۳ امشب ای یار قصد خواب مکن
- شمارهٔ ۲۳۴ خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین
- شمارهٔ ۲۳۵ چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان
- شمارهٔ ۲۳۶ ترا که گفت که قصد دل شکسته ی ما کن
- شمارهٔ ۲۳۷ نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین
- شمارهٔ ۲۳۸ ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن
- شمارهٔ ۲۳۹ بمن رسید نوید وصال دلداران
- شمارهٔ ۲۴۰ هر کس که برگرفت دل از جان چنانک من
متن اشعار به نقل از گنجور.