پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۸۳

یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصول

بلغ تحیتی و سلامی کما اقول

از تشنگان بادیه ی هجر یاد کن

روزی گرت بکعبه ی قربت بود وصول

یا رب چنین که اختر وصلت غروب کرد

بینم شبی که کوکب فرقت کند افول

خواهم که سوی یار فرستم خبر ولیک

ترسم که همچو من متعلق شود رسول

از چشم ما برون نزند خیمه ساربان

از بهر آنکه بر سر آبش بود نزول

عمری که بیتو می گذرانند ضایعست

بازا کزین حیات مضیع شدم ملول

دل می نهم ببند تو گر می بری اسیر

جان می کنم فدای تو گر می کنی قبول

گفتم کنم معانی عشق ترا بیان

فضلی که جز عقیله نباشد بود فضول

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵مرا که نیست بخاک درت امید وصول
  2. شمارهٔ ۱۸۶شب رحیل ز افغان خستگان مراحل
  3. شمارهٔ ۱۸۷هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل
  4. شمارهٔ ۱۸۸چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم
  5. شمارهٔ ۱۸۹ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم
  6. شمارهٔ ۱۹۰ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
  7. شمارهٔ ۱۹۱روزگاری روی در روی نگاری داشتم
  8. شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.