پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۸۸

چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده ایم

تسبیح و خرقه در سر زنّار کرده ایم

خلوت نشین کوی خرابات گشته ایم

تا خرقه رهن خانه خمار کرده ایم

شوریدگان حلقه ی زنجیر عشق را

انکار چون کنیم چو این کار کرده ایم

ما را اگرچه کس به پشیزی نمی خرد

نقد روان فدای خریدار کرده ایم

از ما مپرس نکته ی معقول از آنک ما

پیوسته درس عشق تو تکرار کرده ایم

ادرار ما روان ز دل و دیده داده اند

هر دم که یاد اجرای و ادرار کرده ایم

گر خواب ما بنرگس پر خواب بسته ئی

ما فتنه را بعهد تو بیدار کرده ایم

در راه مهر سایه ی دیوار محرمست

زان همچو سایه روی بدیوار کرده ایم

خواجو ز یار اگر طلب کام دل کنند

ما کام دل فدای رخ یار کرده ایم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم
  2. شمارهٔ ۱۹۱روزگاری روی در روی نگاری داشتم
  3. شمارهٔ ۱۹۲در جهان وقف حریم حرم او کردیم
  4. شمارهٔ ۱۹۳من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
  5. شمارهٔ ۱۹۴مردیم در خمار و شرابی نیافتیم
  6. شمارهٔ ۱۹۵من بیدل نگر از صحبت جانان محروم
  7. شمارهٔ ۱۹۶داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم
  8. شمارهٔ ۱۹۷تا چند بشادی می غمهای تو نوشم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.