پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۹۷

تا چند بشادی می غمهای تو نوشم

از خلق جهان کسوت سودای تو پوشم

هر چند که زلفت دل من گوش ندارد

من سلسله ی زلف ترا حلقه بگوشم

عیبم مکن از دود دلم در جگر افتاد

با این همه آتش نتوانم که نجوشم

چون چنگ زه جان کشدم چو نخراشم

چون عود ره دل زندم چون نخروشم

خلقی ز فغانم بفغانند ولیکن

این طرفه که می نالم و پیوسته خموشم

دیشب خبرم نیست که شاگرد خرابات

چون از در میخانه بدر برد بدوشم

پر کن قدحی ز هر هلاهل که بیکدم

بر یاد لب لعل تو چون شهد بنوشم

تا جان بودم زان می چون خون سیاوش

جامی بهمه مملکت جم نفروشم

در میکده گر زهد فروشم چو تو خواجو

دانم که بیک جو نخرد باده فروشم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹چو بر کشی علم قربت از حریم حرم
  2. شمارهٔ ۲۰۰اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم
  3. شمارهٔ ۲۰۱کشتی ما کو که ما زورق در آب افکنده ایم
  4. شمارهٔ ۲۰۲با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
  5. شمارهٔ ۲۰۳ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
  6. شمارهٔ ۲۰۴ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
  7. شمارهٔ ۲۰۵ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
  8. شمارهٔ ۲۰۶آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.