پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۰۰

اکنون که از بهشت نشان می دهد نسیم

بنشان غبار ما بنم ساغر ای ندیم

انفاس دوستان دمد از باد بوستان

در موسمی چنین که روان پرورد نسیم

نام نعیم خلد مبر زانک در بهشت

نبود ورای وصل بهشتی رخان نعیم

آن درد نیست بر دل ریشم که تا بحشر

امکان آن بود که علاجش کند حکیم

وصلم مده بیاد که اهل جحیم را

اندیشه ی بهشت عذابی بود الیم

ما را امید رحمت و بیم عذاب نیست

کازاد گشته ایم ز بند امید و بیم

از ما عنان مکش که خلاف کرم بود

گر زانک از گذا متنفر بود کریم

ما در ازل حدیث تو تکرار کرده ایم

آری حدیث دوست کلامی بود قدیم

شیرین اگر به خرگه خسرو کند مقام

فرهاد در محبت شیرین بود مقیم

خواجو ز سیم اشک مکن یک زمان کنار

باشد که وصل دوست میسّر شود بسیم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
  2. شمارهٔ ۲۰۳ایدل ار خواهی بدولتخانه ی جانت برم
  3. شمارهٔ ۲۰۴ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
  4. شمارهٔ ۲۰۵ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
  5. شمارهٔ ۲۰۶آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
  6. شمارهٔ ۲۰۷مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
  7. شمارهٔ ۲۰۸گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۲۰۹نشان دل بی نشان از که جویم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.