پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۰۲

با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم

با قامتش ز سرو روان در گذشته ایم

پیرانه سر بعشق جوانان شدیم فاش

وز عقل پیرو بخت جوان در گذشته ایم

از ما مجوی شرح غم عشق را بیان

زیرا که ما ز شرح و بیان در گذشته ایم

چو موی گشته ایم ولیکن گمان مبر

کز شاهدان موی میان در گذشته ایم

در آتشیم بر لب آب روان ولیک

از تاب تشنگی ز روان در گذشته ایم

از ما نشان مجوی و مبر نام ما که ما

از بیخودی ز نام و نشان در گذشته ایم

تا در هوای کوی تو پرواز کرده ایم

چون نسر طائر از طیران در گذشته ایم

بر هر زمین که بی تو زمانی نشسته ایم

صد باره از زمین و زمان در گذشته ایم

خواجو اگر چنانک جهانیست از علو

زو درگذر که ما ز جهان در گذشته ایم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم
  2. شمارهٔ ۲۰۵ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
  3. شمارهٔ ۲۰۶آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
  4. شمارهٔ ۲۰۷مدام آن نرگس سرمست را در خواب می بینم
  5. شمارهٔ ۲۰۸گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم
  6. شمارهٔ ۲۰۹نشان دل بی نشان از که جویم
  7. شمارهٔ ۲۱۰صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم
  8. شمارهٔ ۲۱۱اشکست که می گردد در کوی تو همرازم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.