پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۰۹

نشان دل بی نشان از که جویم

حدیث تن ناتوان با که گویم

گر از کوی او روی رفتن ندارم

مگیرید عیبم که در بند اویم

برویم فرو می چکد اشک خونین

ز خون جگر تا چه آید برویم

رخ از زانک شستم بخوناب دیده

غبار سر کویت از رخ نشویم

وفای تو ورزم بهر جا که باشم

دعای تو گویم بهر جا که پویم

خیال تو بینم اگر غنچه چینم

نسیم تو یابم اگر لاله بویم

چه نالم چو از ناله دل شد چو نالم

چه مویم چو از مویه شد تن چو مویم

چو رنجم تو دادی شفا از چه خواهم

چو درد از تو دارم دوا از که جویم

اگر کوزه خالی شد از باده حالی

بده ساقیا کاسه ئی از سبویم

چو ساغر بگرید ببین های هایم

چو مطرب بنالد ببین های و هویم

بچوگان مزن بیش از ینم چو خواجو

که سرگشته و خسته مانند گویم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱اشکست که می گردد در کوی تو همرازم
  2. شمارهٔ ۲۱۲ما زرخ کار خویش پرده برانداختیم
  3. شمارهٔ ۲۱۳ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
  4. شمارهٔ ۲۱۴گرچه من آب رخ از خاک درت یافته ام
  5. شمارهٔ ۲۱۵خیز تا باده در پیاله کنیم
  6. شمارهٔ ۲۱۶حکایت رخت از آفتاب می شنوم
  7. شمارهٔ ۲۱۷مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
  8. شمارهٔ ۲۱۸گر نگویم دوستی از دوستانت بوده ام
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.