پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۱۱

اشکست که می گردد در کوی تو همرازم

و آهست که می آید در عشق تو دمسازم

سر حلقه ی رندان کرد آن طره طرارم

دُرد یکش مستان کرد آن غمزه ی غمّازم

گر صبر کند باری مشکل نشود کارم

ور دیده بدوزد لب بیرون نفتد رازم

جامی بده ای ساقی تا چهره بر افروزم

راهی بزن ای مطرب تا خرقه دراندازم

در چنگ تو همچون نی می نالم و می زارم

بر بوی تو همچون عود می سوزم و می سازم

این ضربت بی قانون تا چند زنی بر من

یک روز چو چنگ آخر در برکش و بنوازم

هر دم که روان گردی جان در رهت افشانم

وان لحظه که بازآئی سر در قدمت بازم

چون با تو نپردازم آتشکده دل را

کز آتش سودایت با خویش نپردازم

در صومعه چون خواجو تا چند فرود آیم

باشد که بود روزی در میکده پروازم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
  2. شمارهٔ ۲۱۴گرچه من آب رخ از خاک درت یافته ام
  3. شمارهٔ ۲۱۵خیز تا باده در پیاله کنیم
  4. شمارهٔ ۲۱۶حکایت رخت از آفتاب می شنوم
  5. شمارهٔ ۲۱۷مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
  6. شمارهٔ ۲۱۸گر نگویم دوستی از دوستانت بوده ام
  7. شمارهٔ ۲۱۹ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
  8. شمارهٔ ۲۲۰آنک لعلش عین آب زندگانی یافتیم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.