پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۱۰

صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم

از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم

چون بمهمانخانه ی قدسم سماع انس بود

آسمان را سبزه ئی بر گوشه ی خوان یافتم

باغ جنت را که طوبی زو گیاهی بیش نیست

شاخ برگی بر کنار طاق ایوان یافتم

عقل کافی را که لوح کاف و نون محفوظ اوست

در مقام بیخودی طفل دبستان یافتم

خضر خضراپوش علوی چون دلیل آمد مرا

خویشتن را بر کنار آب حیوان یافتم

طائر جان کو تذور بوستان کبریاست

در ریاض وحدتش مرغ خوش الحان یافتم

چون درین مقصوره ی پیروزه گشتم معتکف

قطب را در کنج خلوت سُبحه گردان یافتم

در بیابانی کزو وادی ایمن منزلیست

روح را هارون راه پور عمران یافتم

بسکه خواندم لا تَذر بر خویش و گشتم نوحه گر

خویشتن را نوح و آب دیده طوفان یافتم

گر بگویم روشنت دانم که تکفیرم کنی

کاندرین ره کافری را عین ایمان یافتم

چشم خواجو را که در بحرین بودی جوهری

در فروش رسته ی بازار عمان یافتم

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲ما زرخ کار خویش پرده برانداختیم
  2. شمارهٔ ۲۱۳ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
  3. شمارهٔ ۲۱۴گرچه من آب رخ از خاک درت یافته ام
  4. شمارهٔ ۲۱۵خیز تا باده در پیاله کنیم
  5. شمارهٔ ۲۱۶حکایت رخت از آفتاب می شنوم
  6. شمارهٔ ۲۱۷مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
  7. شمارهٔ ۲۱۸گر نگویم دوستی از دوستانت بوده ام
  8. شمارهٔ ۲۱۹ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.