فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - به نام ایزد تبت یا ذوالجلال و الاکرام
- شمارهٔ ۲ ای صبح صادق رخ زیبای مصطفی
- شمارهٔ ۳ اگر سرم برود در سر وفای شما
- شمارهٔ ۴ این چه خلدست که چندی همه حورست اینجا
- شمارهٔ ۵ کجا خبر بود از حال ما حبیبان را
- شمارهٔ ۶ گر راه بود بر سر کوی تو صبا را
- شمارهٔ ۷ اگر در جلوه میآری سمند باد جولان را
- شمارهٔ ۸ چو در نظر نبود روی دوستان ما را
- شمارهٔ ۹ آخر ای یار فراموش مکن یاران را
- شمارهٔ ۱۰ ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را
- شمارهٔ ۱۱ شبی که راه دهم آه آتش افشان را
- شمارهٔ ۱۲ آن تن ماست یا میان شما
- شمارهٔ ۱۳ برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
- شمارهٔ ۱۴ دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
- شمارهٔ ۱۵ ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
- شمارهٔ ۱۶ طلع الصبح من وراء حجاب
- شمارهٔ ۱۷ چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
- شمارهٔ ۱۸ نعلم نگر نهاده بر آتش که عنبرست
- شمارهٔ ۱۹ زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
- شمارهٔ ۲۰ سحاب سیل فشان چشم رودبار منست
- شمارهٔ ۲۱ این بوی بهارست که از صحن چمن خاست
- شمارهٔ ۲۲ بوقت صبح می روشن آفتاب منست
- شمارهٔ ۲۳ ساقیا ساغر شراب کجاست
- شمارهٔ ۲۴ جمشید بنده ی در دولتسرای ماست
- شمارهٔ ۲۵ یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
- شمارهٔ ۲۶ طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
- شمارهٔ ۲۷ روضه ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست
- شمارهٔ ۲۸ ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
- شمارهٔ ۲۹ مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
- شمارهٔ ۳۰ منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
- شمارهٔ ۳۱ روز رخسار تو ماهی روشنست
- شمارهٔ ۳۲ لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
- شمارهٔ ۳۳ بدایت غم عشّاق را نهایت نیست
- شمارهٔ ۳۴ دلا جان در ره جانان حجابست
- شمارهٔ ۳۵ بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست
- شمارهٔ ۳۶ اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
- شمارهٔ ۳۷ ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیست
- شمارهٔ ۳۸ کو دل که او به دام غمت پایبند نیست
- شمارهٔ ۳۹ با تو نقشی که در تصوّر ماست
- شمارهٔ ۴۰ غرّه ی ماه جز آن عارض شهر آرا نیست
- شمارهٔ ۴۱ تُرک من ترک من بیسر و پا کرد و برفت
- شمارهٔ ۴۲ از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت
- شمارهٔ ۴۳ گرچه کاری چو عشقبازی نیست
- شمارهٔ ۴۴ نوبت زدند و مرغ سحر بانگ صبح گفت
- شمارهٔ ۴۵ گرنه مرغ چمن از همنفس خویش جداست
- شمارهٔ ۴۶ زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجر است
- شمارهٔ ۴۷ هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست
- شمارهٔ ۴۸ ز آتشکده و کعبه غرض سوز و نیاز است
- شمارهٔ ۴۹ زلف هندوی تو در تاب است و ما را تاب نیست
- شمارهٔ ۵۰ عشق سطانیست کو را حاجت دستور نیست
- شمارهٔ ۵۱ دوش پیری ز خرابات برون آمد مست
- شمارهٔ ۵۲ عقل مرغی ز آشیانه ی ماست
- شمارهٔ ۵۳ چه بر قمر ز شب عنبری نقاب انداخت
- شمارهٔ ۵۴ اگرچه بلبل طبعم هزاردستان است
- شمارهٔ ۵۵ روی زمین و خون دلم نم گرفته است
- شمارهٔ ۵۶ به بوستان جمالت بهار بسیار است
- شمارهٔ ۵۷ صبح کز چشم فلک اشک ثریا میریخت
- شمارهٔ ۵۸ اینجا نماز زندهدلان جز نیاز نیست
- شمارهٔ ۵۹ ای باغبان بگو که ره بوستان کجاست
- شمارهٔ ۶۰ ای دردِ تو درمانِ دل و رنجِ تو راحت
متن اشعار به نقل از گنجور.