پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۰

ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را

وین جامه ی نیلی ز من بستان و در ده جام را

چون بندگان خاص را امشب بمجلس خوانده ئی

در بزم خاصان ره مده عامان کالانعام را

خامی چو من بین سوخته و آتش ز جان افروخته

گر پخته ئی خامی مکن وان پخته در ده خام را

در حلقه دُردیکشان بخرام و گیسو برفشان

در حلقه ی زنجیر بین شیران خون آشام را

چون من برندی زین صفت بدنام شهری گشته ام

آن جام صافی در دهید این صوفی بدنام را

یک راه در دیر مغان برقع براندازی صنم

تا کافران از بتکده بیرون برند اصنام را

گر در کمندم می کشی شکرانه را جان می دهم

کان دل که صید عشق شد دولت شمارد دام را

خواجو چو این ایام را دیگر نخواهی یافتن

باری بهر نوعی چرا ضایع کنی ایام را

گر کامرانی بایدت کام از لب ساغر طلب

ور جان رسانیدی بلب از دل طلب کن کام را

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۲آن تن ماست یا میان شما
  2. شمارهٔ ۱۳برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب
  3. شمارهٔ ۱۴دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
  4. شمارهٔ ۱۵ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
  5. شمارهٔ ۱۶طلع الصبح من وراء حجاب
  6. شمارهٔ ۱۷چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
  7. شمارهٔ ۱۸نعلم نگر نهاده بر آتش که عنبرست
  8. شمارهٔ ۱۹زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.