پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۱۵

ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب

ما ز چشم می پرستت مست و چشمت مست خواب

گر کنم یک شمه در وصف خط سبزت سواد

روی دفتر گردد از نوک قلم پر مشک ناب

در بهشت ار زانک برقع برنیندازی ز رخ

روضه ی رضوان جهنم باشد و راحت عذاب

وقت رفتن گر روم با آتش عشقت بخاک

روز محشر در برم بینی دل خونین کباب

صبحدم چون آسمان در گردش آرد جام زر

در گمان افتم که خورشیدست یا جام شراب

جان سر مستم برقص آید ز شادی ذره وار

هر نفس کز مشرق ساغر بر آید آفتاب

کی بآواز مؤذن بر توانم خاستن

زانک می باشم سحرگه بیخود از بانگ رباب

در خرابات مغان از می خراب افتاده ام

گرچه کارم بی می و میخانه می باشد خراب

هر دمی روی از من مسکین بتابی از چه روی

هر زمان از درگه خویشم برانی از چه باب

گر دلی داری دل از رندان بیدل برمگیر

ور سری داری سر از مستان بیخود برمتاب

از تو خواجو غایبست اما تو با او در حضور

عالمی در حسرت آبی و عالم غرق آب

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۱۷چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
  2. شمارهٔ ۱۸نعلم نگر نهاده بر آتش که عنبرست
  3. شمارهٔ ۱۹زلال مشربم از لفظ آبدار خودست
  4. شمارهٔ ۲۰سحاب سیل فشان چشم رودبار منست
  5. شمارهٔ ۲۱این بوی بهارست که از صحن چمن خاست
  6. شمارهٔ ۲۲بوقت صبح می روشن آفتاب منست
  7. شمارهٔ ۲۳ساقیا ساغر شراب کجاست
  8. شمارهٔ ۲۴جمشید بنده ی در دولتسرای ماست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.