پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۱

این بوی بهارست که از صحن چمن خاست

یا نکهت مشکست کز آهوی ختن خاست

انفاس بهشتست که آید بمشامم

یا بوی اویسست که از سوی قرن خاست

این سرو کدامست که در باغ روان شد

وین مرغ چه نامست که از طرف چمن خاست

بشنو سخنی راست که امروز در آفاق

هر فتنه که هست از قد آن سیم بدن خاست

سودای دل سوخته ی لاله سیراب

در فصل بهار از دم مشکین سمن خاست

تا چین سر زلف بتان شد وطن دل

عزم سفرش از گذر حب وطن خاست

آن فتنه که چون آهوی وحشی رمد از من

گوئی ز پی صید دل خسته ی من خاست

هر چند که در شهر دل تنگ فراخست

دل تنگیم از دوری آن تنگ دهن خاست

عهدیست که آشفتگی خاطر خواجو

از زلف سراسیمه ی آن عهد شکن خاست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۳ساقیا ساغر شراب کجاست
  2. شمارهٔ ۲۴جمشید بنده ی در دولتسرای ماست
  3. شمارهٔ ۲۵یاران همه مخمور و قدح پر می نابست
  4. شمارهٔ ۲۶طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست
  5. شمارهٔ ۲۷روضه ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست
  6. شمارهٔ ۲۸ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
  7. شمارهٔ ۲۹مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
  8. شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.