پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۲۵

یاران همه مخمور و قدح پر می نابست

ما جمله جگر تشنه و عالم همه آبست

مرغ دل من در شکن زلف دلارام

یارب چه تذرویست که در چنگ عقابست

چشم من سودا زده یا دُرج عقیقست

اشک من دلسوخته یا لعل مذابست

ورد سحرم زمزمه ی نغمه ی چنگست

و آهنگ مناجات من آواز ربابست

دور از تو مپندار که هنگام صبوحم

با این جگر سوخته حاجت بکبابست

سرمست می عشق تو در جنت و دوزخ

از نار و نعیم ایمن و فارغ ز عذابست

با روی بتان کعبه ی دل دیر مغانست

در دیر مغان زمزم جان جام شرابست

کار خرد از باده خرابست ولیکن

صاحب خرد آنست که او مست و خرابست

دست از فلک سفله فرو شوی چو خواجو

کاین نیل روان در ره تحقیق سرابست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۲۷روضه ی خلد برین بستانسرائی بیش نیست
  2. شمارهٔ ۲۸ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست
  3. شمارهٔ ۲۹مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست
  4. شمارهٔ ۳۰منزل پیر مغان کوی خرابات فناست
  5. شمارهٔ ۳۱روز رخسار تو ماهی روشنست
  6. شمارهٔ ۳۲لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
  7. شمارهٔ ۳۳بدایت غم عشّاق را نهایت نیست
  8. شمارهٔ ۳۴دلا جان در ره جانان حجابست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.