پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۳۲

لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت

مهر رخسار تو شرحش بر قمر باید نوشت

ماجرای اشکم از روی تناسب یک به یک

مردم دریانشین را بر گهر باید نوشت

هرچه در باب در میخانه چشمم نظم داد

گو مغان بر دیر بنویسند، اگر باید نوشت

ای که وصف روی زردم در قلم می‌آوری

سیم اگر بی وجه می‌باشد به زر باید نوشت

خون‌بهای جان شیرین من شوریده حال

بر لب یاقوت آن شیرین پسر باید نوشت

از میانش چون سر موئی ندیدم در وجود

هیچ اگر خواهی نوشتن، مختصر باید نوشت

هر که گردد کشته‌ی تیغ فراق این داستان

بر سر خاکش به خوناب جگر باید نوشت

و آنچ فرهاد از فراق طلعت شیرین کشید

تا به روز حشر بر کوه و کمر باید نوشت

شرح خمریات خواجو جز در دُردی فروش

تا نپنداری که بر جای دگر باید نوشت

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۳۴دلا جان در ره جانان حجابست
  2. شمارهٔ ۳۵بوقت صبح چو آن سرو سیم‌تن بنشست
  3. شمارهٔ ۳۶اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
  4. شمارهٔ ۳۷ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیست
  5. شمارهٔ ۳۸کو دل که او به دام غمت پای‌بند نیست
  6. شمارهٔ ۳۹با تو نقشی که در تصوّر ماست
  7. شمارهٔ ۴۰غرّه ی ماه جز آن عارض شهر آرا نیست
  8. شمارهٔ ۴۱تُرک من ترک من بی‌سر و پا کرد و برفت
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.