پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۳۴

دلا جان در ره جانان حجابست

غم دل در جهان جان حجابست

اگر داری سری بگذر ز سامان

که در این ره سر و سامان حجابست

ز هستی هر چه در چشم تو آید

قلم در نقش آن کش کان حجابست

زلال از مشرب جان نوش چون خضر

که آب چشمه ی حیوان حجابست

عصا بفکن که موسی را درین راه

چو نیکو بنگری ثعبان حجابست

بحاجب چون توان محجوب گشتن

که حاجب بر در سلطان حجابست

بحکمت ملک یونان کی توان یافت

که حکمت در ره یونان حجابست

به ایمان کفر باشد باز ماندن

ز ایمان در گذر کایمان حجابست

ترا ای بلبل خوش نغمه با گل

گر از من بشنوی دستان حجابست

میان عندلیب و برگ نسرین

هوای گلبن و بستان حجابست

ز درمان بگذر و با درد می ساز

که صاحب درد را درمان حجابست

حدیث جان مکن خواجو که در عشق

ز جان اندیشهٔ جانان حجابست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۳۶اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست
  2. شمارهٔ ۳۷ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیست
  3. شمارهٔ ۳۸کو دل که او به دام غمت پای‌بند نیست
  4. شمارهٔ ۳۹با تو نقشی که در تصوّر ماست
  5. شمارهٔ ۴۰غرّه ی ماه جز آن عارض شهر آرا نیست
  6. شمارهٔ ۴۱تُرک من ترک من بی‌سر و پا کرد و برفت
  7. شمارهٔ ۴۲از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت
  8. شمارهٔ ۴۳گرچه کاری چو عشقبازی نیست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.