پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۴۳

گرچه کاری چو عشقبازی نیست

بگذر از وی که جای بازی نیست

به حقیقت بدان که قصهٔ عشق

پیش صاحبدلان مجازی نیست

چون نواهای دلکش عشاق

هیچ دستان بدلنوازی نیست

مُلک محمودی از کجا یابی

اگرت سیرت ایازی نیست

توسن طبع را عنان درکش

که روانی به تیز تازی نیست

شمع را زان زبان بُرند که او

عادتش جز زبان درازی نیست

بادهٔ صاف کو که صوفی را

جامه بی جامِ می نمازی نیست

دل دستانسرای مستان را

پرده‌سوزی به پرده‌سازی نیست

خیز خواجو که نزد مشتاقان

مهرورزی به مهره‌بازی نیست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۴۵گرنه مرغ چمن از همنفس خویش جداست
  2. شمارهٔ ۴۶زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجر است
  3. شمارهٔ ۴۷هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست
  4. شمارهٔ ۴۸ز آتشکده و کعبه غرض سوز و نیاز است
  5. شمارهٔ ۴۹زلف هندوی تو در تاب است و ما را تاب نیست
  6. شمارهٔ ۵۰عشق سطانی‌ست کو را حاجت دستور نیست
  7. شمارهٔ ۵۱دوش پیری ز خرابات برون آمد مست
  8. شمارهٔ ۵۲عقل مرغی ز آشیانه ی ماست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.