پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۵۲

عقل مرغی ز آشیانه ی ماست

چرخ گردی ز آستانه ی ماست

شمس مشرق فروز عالمتاب

شمسه ی طاق تابخانه ی ماست

خون چشم شفق که می بینی

جرعه های می شبانه ماست

صید ما کیست آنک صیادست

دام ما چیست آنچ دانه ی ماست

تیر ما بگذرد ز جوشن چرخ

زانکه قلب فلک نشانه ی ماست

ما بافسون کجا رویم از راه

که دو عالم پر از فسانه ی ماست

گرچه ز اهل زمانه شادنئیم

شادی آنک در زمانه ی ماست

جنت ار هست خاک درگه اوست

زانکه مأوای جاودانه ماست

در بسیط جهان کنون خواجو

همه آوازه ی ترانه ماست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۵۴اگرچه بلبل طبعم هزاردستان است
  2. شمارهٔ ۵۵روی زمین و خون دلم نم گرفته است
  3. شمارهٔ ۵۶به بوستان جمالت بهار بسیار است
  4. شمارهٔ ۵۷صبح کز چشم فلک اشک ثریا می‌‌ریخت
  5. شمارهٔ ۵۸اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست
  6. شمارهٔ ۵۹ای باغبان بگو که ره بوستان کجاست
  7. شمارهٔ ۶۰ای دردِ تو درمانِ دل و رنجِ تو راحت
  8. شمارهٔ ۶۱بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.