پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۵۸

اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست

وانرا که در نیاز نبینی نماز نیست

مشتاق را بقطع منازل چه حاجتست

کاین ره بپای اهل طریقت دراز نیست

رهبانت ار بدیر مغان راه می دهد

آنجا مقام کن که در کعبه باز نیست

گر زانک راه سوختگان می زنی رواست

چیزی بگو بسوز که حاجت بساز نیست

بازار قتل ما که چو نیکو نظر کنی

صیاد صعوه جز نظر شاهباز نیست

دردیکشان جام فنا را ز بی نیاز

جز نیستی بهیچ عطائی نیاز نیست

محمود را رسد که زند کوس سلطنت

کز سلطنت مراد دلش جز ایاز نیست

عشق مجاز در ره معنی حقیقتست

عشق ارچه پیش اهل حقیقت مجاز نیست

آن یار نازنین اگرت تیغ می زند

خواجو متاب روی که حاجت بناز نیست

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۶۰ای دردِ تو درمانِ دل و رنجِ تو راحت
  2. شمارهٔ ۶۱بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
  3. شمارهٔ ۶۲راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود
  4. شمارهٔ ۶۳آن شِکرلب که نباتش ز شکر می‌روید
  5. شمارهٔ ۶۴می کشندم بخرابات و در آن می کوشند
  6. شمارهٔ ۶۵تا بر آید نفس از عشق دمی باید زد
  7. شمارهٔ ۶۶پیداست که از دود دم ما چه برآید
  8. شمارهٔ ۶۷دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.