پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

شوقیات

شمارهٔ ۶۵

تا بر آید نفس از عشق دمی باید زد

بر سر کوی محبت قدمی باید زد

چهره بر خاک در سیمبری باید سود

بوسه بر صحن سرای صنمی باید زد

هر دم از کعبه ی قربت خبری باید جست

خیمه بر طرف حریم حرمی باید زد

هر شب از دفتر سودا ورقی باید خواند

وز جفا بر دل پر خون رقمی باید زد

هر نفس ز آتش دل خاک رهی باید شد

هر دم از سوز جگر ساز غمی باید زد

گر نخواهد که بر آشفته شود کار جهان

دست در حلقه زلف تو کمی باید زد

کام جان جز برای تو نمی شاید خواست

راه دل جز بهوای تو نمی باید زد

گرچه ما را نبود یک درم اما هر دم

سکه مهر ترا بر در می باید زد

خیز خواجو که چو افلاس شود دامن گیر

دست در دامن صاحب کرمی باید زد

ادامه‌ی شوقیات

  1. شمارهٔ ۶۷دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد
  2. شمارهٔ ۶۸این چه بادست که از سوی چمن می آید
  3. شمارهٔ ۶۹سپیده دم که صبا بر چمن گذر می کرد
  4. شمارهٔ ۷۰پشت بر یار کمان ابروی ما نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۷۱آنک هرگز نظری با من شیدا نکند
  6. شمارهٔ ۷۲هیچ‌کس نیست که وصل تو تمنا نکند
  7. شمارهٔ ۷۳رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند
  8. شمارهٔ ۷۴بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود
همه‌ی شوقیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.